گلایه از قطعی ادامهدار اینترنت؛ قطعی اینترنت روایتهای انسانی از پیامدهای حملات را خاموش میکند
روزنامه اعتماد نوشت: محدودسازی اینترنت و دسترسی به پلتفرمهای جهانی، بهطور ناخواسته صدای میلیونها شهروند را که میتوانند روایتهای دستاول و انسانی از پیامدهای حملات نظامی ارایه دهند، خاموش میکند و توان کشور برای انتقال واقعیتها به افکار عمومی جهان را کاهش میدهد.
«روایتگری مردم انعکاس جهانی» عنوان یادداشت قادر باستانیتبریزی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ در پی تجاوز نظامی امریکا و اسراییل به ایران، پیامدهای انسانی و اجتماعی گستردهای بر کشور تحمیل شده و اهمیت روایتگری رسانهای بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. اطلاعرسانی سریع و انتشار تصاویر میدانی از ظلم متجاوزان و رنج مردم و آثار واقعی جنگ، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به درک جهانی از بحران دارد. اما محدودسازی اینترنت و دسترسی به پلتفرمهای جهانی، بهطور ناخواسته صدای میلیونها شهروند را که میتوانند روایتهای دستاول و انسانی از پیامدهای حملات نظامی ارایه دهند، خاموش میکند و توان کشور برای انتقال واقعیتها به افکار عمومی جهان را کاهش میدهد. در گذشته ممکن بود فیلترینگ با این استدلال توجیه شود که انتشار تصاویر یا اطلاعات میتواند موجب التهاب داخلی یا سوءاستفاده بازیگران خارجی شود، اما زمانی که کشور در معرض حمله نظامی قرار دارد، منطق ارتباطی تغییر میکند. در چنین شرایطی یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی هر کشور، قدرت روایتگری در افکار عمومی جهانی است؛ یعنی توانایی ارایه تصویر واقعی از آنچه بر مردم میگذرد. این ظرفیت بدون حضور فعال شهروندان، خبرنگاران و کاربران شبکههای اجتماعی جهانی، عملا شکل نمیگیرد. در عصر ارتباط شبکهای، افکار عمومی جهان بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر روایتهای مردمی، تصاویر میدانی و تجربههای زیستهای است که در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند. بنابراین اگر این صداها به جهان نرسد، امکان شکلگیری درک دقیق از واقعیتهای انسانی بحران کاهش پیدا میکند. تصویر یک کشور در افکار عمومی جهانی صرفا از طریق رسانههای رسمی ساخته نمیشود، بلکه حاصل برهمکنش مجموعهای از بازیگران ارتباطی، از شهروندان و خبرنگاران گرفته تا فعالان شبکههای اجتماعی و رسانههای مستقل است. وقتی دسترسی شهروندان به پلتفرمهای جهانی محدود میشود، بخش مهمی از ظرفیت روایتگری جامعه از دست میرود و میدان روایت بهطور ناخواسته به رسانههای خارجی یا روایتهای رقیب واگذار میشود. در این شرایط، امکان بازنمایی مستقیم رنج مردم، خسارات انسانی و پیامدهای واقعی حملات نظامی برای افکار عمومی جهان کاهش مییابد و روایتهای خارجی میتوانند جای روایتهای بومی را بگیرند و درک جهانی از واقعیتهای اجتماعی ایران را دچار عدم توازن یا انحراف کنند. تجربه بحرانها و جنگهای اخیر، از جمله اوکراین و غزه نشان میدهد شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین میدانهای شکلگیری ادراک جهانی تبدیل شدهاند. تصاویر و روایتهایی که شهروندان منتشر میسازند، گاه بسیار اثرگذارتر از گزارشهای رسمی عمل میکنند و میتوانند افکار عمومی جهانی را تحت تاثیر قرار دهند. به همین دلیل بسیاری از دولتها در چنین شرایطی ظرفیت ارتباطی جامعه را بهصورت هوشمندانه مدیریت و هدایت میکنند، نه اینکه آن را مسدود کنند. مسدودسازی شبکههای اجتماعی الزاما مانع انتقال اطلاعات حساس نمیشود، چون بازیگران حرفهای، سازمانهای رسانهای و گروههای اطلاعاتی معمولا به ابزارهای پیشرفته مانند اینترنت ماهوارهای، شبکههای خصوصی امن و سامانههای رمزگذاری شده دسترسی دارند. در مقابل، بیشترین اثر محدودسازی بر شهروندان عادی، خبرنگاران محلی و کاربران شبکههای اجتماعی است؛ همان افرادی که میتوانند روایتهای انسانی و تجربههای واقعی جامعه را به افکار عمومی جهانی منتقل کنند. سیاستهای کنترل فراگیر در فضای شبکهای معمولا کارآمد محدودی در جلوگیری از انتقال اطلاعات حساس دارند، اما میتوانند هزینههای اجتماعی و رسانهای قابل توجهی ایجاد کنند. ایران با دهها میلیون کاربر فعال شبکههای اجتماعی، یکی از بزرگترین جوامع کاربری منطقه را در اختیار دارد. در چارچوب نظریه «قدرت نرم دیجیتال»، حضور فعال شهروندان در شبکههای اجتماعی میتواند سرمایهای راهبردی برای کشور باشد. روایتهای مستقیم کاربران درباره پیامدهای جنگ و بحرانهای انسانی، درک افکار عمومی در کشورهای دیگر را تحت تاثیر قرار میدهد و تصویری انسانی و واقعی از جامعه ارایه میکند. بهویژه در کشورهای غربی و عربی که بخش مهمی از بحثهای سیاسی در شبکههای اجتماعی شکل میگیرد، روایتهای شهروندی میتوانند به تغییر اولویتهای رسانهای و حتی فشار افکار عمومی بر دولتها منجر شوند. از منظر مدیریت بحران رسانهای، باز نگهداشتن کانالهای ارتباطی با جامعه، اعتماد عمومی و مشارکت شهروندان را افزایش میدهد و تابآوری اجتماعی را تقویت میکند. رفع محدودیتها میتواند امکان روایت مستقیم واقعیتهای میدانی و بازنمایی پیامدهای انسانی جنگ را افزایش دهد و سرمایه اجتماعی داخل کشور را تقویت کند. در سطح بینالمللی، باز بودن فضای ارتباطی نیز پیام روشنی درباره شفافیت و اعتماد به جامعه ارسال کرده و به تقویت جایگاه ایران در افکار عمومی جهانی کمک میکند. در دنیای امروز، قدرت واقعی هر کشور صرفا در تجهیزات نظامی یا سیاستهای رسمی نیست، بلکه در توان روایتگری مردم و رسانههایش نهفته است. حضور فعال شهروندان در شبکههای اجتماعی، انتشار روایتهای دستاول و تصاویر میدانی میتواند مسیر حقیقت را به جهان باز کرده، اعتماد عمومی را تقویت کند و جایگاه کشور را در افکار عمومی جهانی ارتقا دهد. این واقعیت نشان میدهد که حتی در شرایط محدودیت و بحران، امید و تاثیرگذاری با قدرت روایتگری مردم زنده میماند و میتواند نور حقیقت را به جهانیان برساند.
دیدگاه تان را بنویسید