آتشبسی شبیه جنگ ۱۲ روزه تکرار میشود؟
کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: تصور میکنم که وضعیت فعلی ادامه خواهد یافت. البته اطلاعی در دست نیست که ذخیره تسلیحاتی و تجهیزات جدید ایران در چه حدی است، اما اگر ایران بتواند به همین شیوه فعلی ادامه دهد فکر میکنم نهایتا هر دوطرف به این نتیجه خواهند رسید که به آتشبسی شبیه به آنچه در جنگ دوازده روزه رخ داد، فکر کنند.
تداوم و گسترش دامنه درگیریها نه به نفع ایالاتمتحده است و نه بازیگران حاشیه خلیجفارس، با این همه فرضیه تشکیل ائتلاف منطقهای و فرامنطقهای نیز وجود دارد هر چند کمرنگ است و تحققش شاید منوط باشد به نحوه تداوم رویارویی و وضعیت و تجهیزات نظامی که متجاوزان به ایران دراختیار دارند.
به گزارش اعتماد، با این حال فرضیه محتمل آن است که تلاشها برای نیل به آتشبس افزایش یابد. تجاوز همزمان امریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، نه یک اقدام پیشبینی نشده، بلکه نتیجه قطعی گرفتار شدن کاخ سفید در «تله اعتباری» دونالد ترامپ تلقی میشود؛ تلهای که بازگشت از آن بدون دستیابی به نتیجه، برای دولت فعلی ممکن نیست. ادعای جی دی ونس، معاون رییسجمهور امریکا بر هدف «کاملا روشن» مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای، زمینهساز این رویارویی است، اگرچه هشدارهای رسانههای غربی از قمار سیاسی ترامپ و ریسکهای فزاینده اقتصادی و تلفات احتمالی حکایت دارند. در سوی دیگر میدان، روایت تهران بر حق قاطع دفاع مشروع و ماهیت غیرمنطقهای درگیری استوار است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان بهصراحت اعلام کرد که این رویارویی، درگیری مستقیم ایران و امریکاست که سایهاش بر منطقه افتاده و هرگونه پایگاه امریکایی در منطقه، هدف مشروع تلقی میشود. این موضعگیری صریح، همراستا با تحولات میدانی است؛ جایی که حزبالله لبنان و مقاومت عراق با اجرای عملیاتهای دقیق در حمایت از ایران، گستره عملیاتی محور مقاومت و نفوذ منظقهای کشورمان را به نمایش گذاشت. همزمان، اقدامات حقوقی و فنی نیز در جریان است؛ اعتراض رسمی ایران به رویکرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی درخصوص حملات به تاسیسات صلحآمیز هستهای نطنز، در حالی صورت گرفت که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بر لزوم خویشتنداری تاکید کرده است. برخی ناظران معتقدند که تعریف «هدف محدود» ازسوی واشنگتن، در کنار تاکید تهران بر «غیرمنطقهای» بودن جنگ، نشان میدهد بحران از سطح درگیری تاکتیکی عبور کرده و به عامل سنجش اعتبار قدرتهای درگیر تبدیل شده است. ادامه این وضعیت، به طور حتم هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی را بر بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بالاخص امریکا و رژیم صهیونیستی تحمیل خواهد کرد و خروج از این بنبست، تنها از مسیر مهار سریع میدانی یا ورود جدی به میز مذاکره میسر است. تداوم این رویارویی، اگرچه با موضعگیریهای متناقض در واشنگتن همراه است، اما یک واقعیت محوری را برجسته میسازد: محاسبات اشتباه طرف متجاوز درخصوص توان بازدارندگی و مقاومت ایران، اکنون نتایج غیرقابل پیشبینی برای ثبات منطقه و اعتبار بینالمللی دولت ترامپ به همراه داشته است. تاکید مقامات ایرانی بر اینکه هیچگونه تهدیدی ازسوی ایران علیه امریکا وجود نداشته و این ورود به جنگ، انتخابی به نفع نتانیاهو بوده، تلاش میکند بار مسوولیت تشدید را به دوش بازیگران خارجی بیندازد و مشروعیت عملیاتهای آتی در صورت لزوم را تقویت کند. این رویکرد، به ویژه در تضاد با نگرانیهای فزاینده درباره گسترش دامنه درگیری به حوزه تاسیسات هستهای دیگر کشورهای منطقه است که میتواند احتمال یک نزاع هستهای منطقهای را، هر چند دور، در کانون توجه قرار دهد. لذا، به باور کارشناسان هرگونه کنش متقابل تهران اکنون نیازمند دقت استراتژیک در کنار نمایش قاطعیت است تا بتواند ضمن حفظ بازدارندگی، از ورود ناخواسته به یک جنگ تمامعیار منطقهای اجتناب کند.
در این راستا، روزنامه اعتماد با هدف واکاوی ابعاد پیچیده تحولات ژئوپلیتیکی اخیر و ارزیابی سناریوهای پیش رو در هفتههای آتی، گفتوگویی با حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه داشته است. حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» مبنی بر اینکه باتوجه به مورد هدف قرار گرفتن پایگاههای نظامی امریکا در منطقه و واکنش احتمالی کشورهای حوزه خلیجفارس گفت: درخصوص واکنش کشورهای منطقه، چند نکته اساسی باید لحاظ شود؛ اولا، جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب، همواره از کشورهای منطقه خواسته است که سرزمین خود را دراختیار کشورهای خارجی برای تهاجم نظامی و هرگونه فعالیت پرهزینه قرار ندهند و مکررا تاکید کرده است که امنیت این منطقه باید توسط کشورهای خود منطقه تامین شود. ایران همواره تلاش کرده است تا ائتلاف و اتحادی برای تامین امنیت منطقه ایجاد کند و استدلالش این بوده که دلیلی برای حضور قدرتهای خارجی و پایگاههای نظامی آنها در این منطقه وجود ندارد.علاوه بر این، در جریان یک سال اخیر که جنگ ناعادلانهای علیه ایران انجام شد، هشدارهای لازم داده شده بود؛ به ویژه در آغاز جنگ و در واقع همزمان با مذاکرات و سفر آقای علی لاریجانی (رییس شورای عالی امنیت ملی) به این کشورها که گمان میرود به همین منظور بود که به آنها هشدار داده شود تا از خاکشان حرکتی علیه ایران و منافعش صورت نپذیرد. بدیهی است که وقتی دو کشور وارد جنگ میشوند، حد و مرزی وجود نخواهد داشت و علیالقاعده باید انتظار میداشتند که در جنگی بین ایران و امریکا، پایگاههای ایالاتمتحده در این کشورها و در منطقه مورد حمله قرار خواهد گرفت. بنابراین، به نظر من بخشی از ماجرا این است که بازیگران منطقه از چنین حادثهای مطلع بودند؛ هم هشدار داده شده بود و هم این فرضیه قابل پیشبینی بود که اگر ایران و ایالاتمتحده امریکا وارد جنگ رودررو شوند، منافع امریکا در کشورهای منطقه هدف ایران خواهد بود. افزون بر این، رهبر شهید، مقام معظم رهبری نیز در سخنرانیای که در ایام مذاکرات داشتند، هشدار دادند که جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود و کل منطقه را درگیر خواهد کرد. بنابراین، از یکسو باید بدانیم که کشورهای منطقه کم و بیش در جریان واکنش ایران بودند و انتظار وقوع چنین سناریویی را میداشتند؛ شاید بخشی از رایزنیهای دیپلماتیکی که پیش از شروع این مرحله برای انجام مذاکرات بین ایران و امریکا انجام دادند، ناشی از درک همین موضوع بوده است. در مجموع، از این بخش میتوان نتیجه گرفت که آنها در جریان واکنش ایران قرار داشتند.
با این حال ربیعی در ادامه خاظر نشان کرد: فکر میکنم یک قاعده دیگر نیز در این مسائل وجود دارد؛ آن هم این است که به هر حال وقتی این کشورها هدف حمله موشکهای ایران قرار گرفتند، به تدریج هم بین سران و مقامات این حکومتها حساسیتهایی ایجاد خواهد شد و هم بین مردم. مردم نیز احتمالا دو دستهاند: دستهای که طرفدار جمهوری اسلامی ایران هستند و از حرکتی که ایران علیه منافع امریکا انجام داده است، خوشحال میشوند؛ مانند مردم عراق، بخشی از مردم بحرین و حتی شاید بخشی از مردم عربستان (شیعیان عربستان) نیز از این حرکت خشنود باشند. بنابراین، آنها احتمالا اعتراضی به این قضیه نخواهند داشت و حتی ممکن است خوشحال هم باشند از اینکه ایران پایگاههای امریکا را در منطقه و در کشورشان هدف قرار داده است. بخش دیگری طبیعتا ناراضی خواهند بود.به نظر من، واکنش نهایی کشورها تا حدودی به این بستگی دارد که جنگ چقدر طولانی خواهد شد. در حال حاضر که سه روز از جنگ گذشته، واکنش خاصی از این کشورها دیده نشده است. اما اگر جنگ طولانیمدت شود و علاوه بر آن، ایران همچنان اهدافی را در این کشورها مورد هدف قرار دهد که شاید دیگر اهداف امریکایی نباشند و دامنه جنگ به منافع اقتصادی (مثلا تاسیسات نفتی یا پالایشگاههای نفت) آسیب بزند، ممکن است واکنش این کشورها متفاوت شود. این استاد دانشگاه در ادامه افزود: بنابراین، اگر بخواهیم پاسخ قطعی به این سوال بدهیم، باید گفت که کنش بازیگران منطقهای بستگی دارد به گزارههایی چون دامنه جنگ، اینکه تا چه اندازه رویارویی طولانیمدت شود و شکل جنگ دوطرف چگونه دنبال شود. اگر به هر شکلی منافعی غیر از منافع امریکا یا منافع اقتصادی این کشورها مورد حمله قرار گیرد و به نوعی زندگی اقتصادی-اجتماعیشان تحت تاثیر قرار بگیرد، ممکن است در واقع خواهان توقف جنگ شوند یا حتی از تجهیزاتی که قبلا از ایالاتمتحده و کشورهای قدرتمند خریداری کردهاند، به نفع ایران استفاده کنند.
ربیعی همچنین درباره گسترش جنگ و گستردگی دامنه جنگ تاکید کرد: دامنه جنگ تاکنون گسترش یافته و واقعیت این است که بخشهای بیشتری از غرب آسیا وارد این عرصه شدهاند؛ کشورهای جنوب خلیجفارس از طریق یمن، عراق و حتی لبنان به نوعی به نفع ایران وارد این درگیریها شدهاند و جنگ ماهیت منطقهای به خود گرفته است. با این حال، نیروهای اروپایی مانند انگلیس و فرانسه فعلا مستقیما وارد نشدهاند. ترامپ نیز اعلام کرده است که نیازی به کمکهای آنها نیست؛ با توجه به تجهیزاتی که امریکا در اطراف منطقه مستقر کرده، ناوهایی که آورده، پایگاههای از پیش موجود و قدرت تهاجمی اسراییل، ظاهرا فعلا نیازی به مداخله مستقیم اروپاییها نیست. از منظر ربیعی در همین مقطع، طرفین ضربات سنگینی به یکدیگر وارد کردهاند. ایران حملات سهمگینی به پایگاههای امریکا در بحرین، قطر و عربستان انجام داده که منجر به تخلیه این پایگاهها و حتی تعطیلی سفارتخانهها شده که امری بیسابقه است. همچنین، از سرزمینهای اشغالی حملات متعددی علیه اسراییل صورت گرفته که آن نیز سابقه نداشته است. از همین رو من تصور میکنم که وضعیت فعلی ادامه خواهد یافت. البته اطلاعی در دست نیست که ذخیره تسلیحاتی و تجهیزات جدید ایران در چه حدی است، اما اگر ایران بتواند به همین شیوه فعلی ادامه دهد فکر میکنم نهایتا هر دوطرف به این نتیجه خواهند رسید که به آتشبسی شبیه به آنچه در جنگ دوازده روزه رخ داد، فکر کنند. این استاد دانشگاه در ادامه یادآور شد: اگر واقعبینانه به تحولات میدان نبرد نگاه کنیم، ایران به تنهایی وارد جنگی شده که یکی از آنها ابرقدرت جهانی و دیگری قدرت هستهای منطقهای قرار دارد؛ مطمئنا کشورهای خلیجفارس نیز، چه به صورت سیاسی و چه حتی در ادامه با تجهیزاتی که دراختیار دارند، ممکن است وارد جنگ شوند و وضعیت علیه ایران شدیدتر شود. لذا، اگر جنگ برای مدت زمان بیشتری ادامه یابد -شاید یک هفته یا حتی کمتر- طرفین قانع خواهند شد که به آتشبس فکر کنند و آن را برقرار سازند تا شاید در آینده به دیپلماسی و میز مذاکره بازگردند. به نظر من، این احتمال وجود ندارد که جنگ بیش از این گسترش یابد، زیرا غرب آسیا کاملا درگیر شده است و بعید است کشور دیگری به این وضعیت بپیوندد؛ نه اعلام آمادگی کردهاند و نه دلیلی وجود دارد که کشورهای شرقی ایران مانند پاکستان و افغانستان یا کشورهای غربی مانند ترکیه یا آذربایجان بخواهند وارد این ماجرا شوند. در نتیجه، به جز احتمال ورود کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس، احتمال دیگری برای گسترش دامنه جنگ وجود ندارد. اما تا همینجا نیز این رویارویی برای ایران و طرف مقابل خسارات بسیار سنگینی به همراه داشته است و احتمالا مقامات و سیاستمداران این کشورها متوجه ضرورت آتشبس شدهاند. ربیعی همچنین درباره راهکارهای جمهوری اسلامی ایران در صورت احتمال ائتلاف کشورهای اروپایی نظیر آلمان و فرانسه با کشورهای حاشیه خلیجفارس به «اعتماد» گفت: همانطور که ذکر کردم، ورود کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه به این درگیری در حال حاضر نامحتمل به نظر میرسد و بعید است امریکا نیز نیازی به کمک آنها ببیند، هر چند گزارشهایی مبنی بر کاهش ذخایر رهگیری ایالاتمتحده و اسراییل مطرح شده است. با این حال، برای ارایه یک پاسخ دقیق، نیاز به اطلاعات موثق از ذخایر تسلیحاتی هر دو طرف-به ویژه موشکهای دوربُرد ایران و وضعیت ذخایر اسراییل- داریم که در حال حاضر در دسترس نیست. به باور این استاد دانشگاه از منظر واقعگرایی، ایران به تنهایی در مقابل یک قدرت جهانی و یک قدرت منطقهای قرار گرفته است. شانس پیروزی در چنین نبردی باید با درنظر گرفتن این واقعیتها سنجیده شود. موشکهای پیشرفتهای مانند «رستاخیز» یا «خرمشهر-5» که ادعا میشود میتوانند تعادل تسلیحاتی را برهم زنند، در صورت استفاده میتوانند اسراییل را به سمت برقراری آتشبس متمایل سازند؛ اما اگر این تسلیحات تعیینکننده در دسترس نباشد و جنگ براساس سطح فعلی درگیریها ادامه یابد، گزینههای ایران محدود خواهد بود. به باور این تحلیلگر مسائل خاورمیانه در چنین شرایطی، سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل که وظیفه اصلیشان حفظ صلح است، وارد عمل خواهند شد. کشورهایی که پیشتر نقش میانجی را ایفا کردهاند، مانند عمان و قطر و همچنین قدرتهایی چون روسیه و چین (که از تمامیت ارضی ایران حمایت کردهاند) نیز قادرند برای سوق دادن طرفین به سمت آتشبس اقدام کنند. نهایتا، مسیر حرکت به سمت آتشبس به میزان ذخایر تسلیحاتی دوطرف بستگی دارد. اگر ذخایر هر دوطرف در حال اتمام باشد، فضا برای مذاکره و آتشبس مساعد خواهد شد. در غیر این صورت، جنگ به این زودیها پایان نخواهد پذیرفت. این استاد دانشگاه در ادامه تاکید کرد: بیشترین آسیب در این میان متوجه ایران شده؛ شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان، همراه با خسارات سنگین به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی، بخشی از هزینههای تحمیل شده است، هرچند طرف مقابل نیز خسارات بیسابقهای متحمل شده است. ازسوی دیگر، سرزمین اصلی ایالاتمتحده دور از دسترس است و آسیب اصلی متوجه پایگاههای آنها در منطقه بوده و مقامات اصلی آنها آسیب چندانی ندیدهاند. از منظر ربیعی عامل مهم دیگری که میتواند در امریکا آتشبس را رقم بزند، فشار افکار عمومی در سطح جهانی و داخلی امریکا است که بستگی به میزان تلفات سربازان و نحوه بازتاب اخبار دارد. در این زمینه، ایران با چالش بزرگی روبهرو است؛ زیرا اغلب رسانههای پرمخاطب جهان تحت کنترل امریکا و اسراییل هستند و تصویر غالب ارایه شده از جنگ، همان تصویری است که آنها میسازند. در نتیجه نمایش واقعیت آنچه منجر به جنگ شده و وضعیت واقعی در جریان، برای ایران دشوار خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید