کد خبر: 758780
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۱ ۱۰:۴۵:۰۰
| |

سکوت عباس عبدی خود یک تحلیل است؛ تحلیلی صریح‌تر وهولناک‌تر از هزار یادداشت

یک مستندساز نوشت: دریافتم که غلاف‌ کردن قلم عباس عبدی، نه از سر خستگی بود و نه از ترس، بلکه حاصل عقلانیتی است که به بن‌بست رسیده است. عقلانیت کسی که سال‌ها نوشت، هشدار داد، تحلیل کرد و با وجود همه هزینه‌های پیدا و پنهان، امید به اصلاح را زنده نگه داشت، اما اکنون به این جمع‌بندی تلخ رسیده که دیگر حتی غریزه بقا نیز موتور تصمیم‌گیری نیست. در چنین وضعیتی، سکوت نه عقب‌نشینی که موضع است. سکوت عبدی خود یک تحلیل است، تحلیلی صریح و هولناک‌تر از هزار یادداشت و مقاله.

سکوت عباس عبدی خود یک تحلیل است؛ تحلیلی صریح‌تر وهولناک‌تر از هزار یادداشت
کد خبر: 758780
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۱ ۱۰:۴۵:۰۰

«همبستگی ملی با دعوت از نخبگان سیاسی» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم شاهپور محمدی است که در آن آمده؛ کشور ما این روزها در موقعیت خاص و حساس سیاسی قرار دارد.  در چنین شرایطی، می‌بایست تصمیم‌گیری‌های درست، منطقی و هدفمند در حوزه سیاست خارجی صورت گیرند.  حتی یک خطای کوچک و استراتژیک در مقابل تهدیدات و نحوه مذاکرات سیاسی، می‌تواند سرنوشت کشور را تغییر داده و تبدیل به بحران شود.   هم‌اکنون زمان کنار گذاشتن اختلافات جناحی و استفاده از دیدگاه‌ها و تجربیات همه چهره‌ها و اندیشمندان حوزه سیاست در مذاکرات مختلف خارجی است.  وقت آن رسیده نخبگان حوزه بین‌الملل که در گذشته و در شرایط مختلف سیاسی کشور، توانسته‌اند با دنیا گفت‌وگو کنند، هم‌اکنون نیز نقش‌آفرینی کنند. بحث وطن در میان است.  زمان، زمان فرصت‌سوزی و خط‌کشی‌های سیاسی نیست. سوءتفاهم‌ها و اختلافات را باید کنار گذاشت.  وقتی پای منافع ملی کشور و یک ملت وسط باشد، اختلافات جناحی، فکری و سیاسی، دیگرمعنایی پیدا نمی‌کنند.  آنچه هم‌اکنون معنا پیدا می‌کند حفظ همبستگی و اتحاد ملی برای حفظ کشور است. اگر قرار نباشد حتی حداقلی از واکنش عقلانی در ساختار قدرت ایجاد کند، تبدیل می‌شود به تکرار، به فرسایش، به اتلاف جان و وجدان. «وقتی نوشتن هیچ تغییری نمی‌آورد، چه فایده‌ای دارد که من بنویسم؟»

او از حوادث خونبار دی‌ماه شوک شده بود و در تحلیل نقش دشمن در آن وقایع، با همان دقت همیشگی‌اش از ساده‌سازی پرهیز می‌کرد. می‌گفت: «کسی که ماشینش را در یک سرازیری تند پارک می‌کند، باید بداند با یک تلنگر، سرازیر خواهد شد.» تمثیلی روشن برای وضعیتی که سال‌ها درباره‌اش هشدار داده شده بود. از نگاه او، وقتی توصیه‌های مکرر دلسوزان نادیده گرفته می‌شود، وقتی بسترهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به شکلی مزمن مستعد فرو غلتیدن جامعه به قهقرا می‌شود، دیگر نباید نقش عامل بیرونی را بهانه اصلی دانست. در چنین شرایطی، دشمن کار خارق‌العاده‌ای نمی‌کند؛ فقط  در زمینی بازی می‌کند که پیش‌تر آماده شده است. مساله اصلی، شیبی است که سال‌ها بی‌توجه به هشدارها ساخته شده است. دریافتم که غلاف‌ کردن قلم عباس عبدی، نه از سر خستگی بود و نه از ترس، بلکه حاصل عقلانیتی است که به بن‌بست رسیده است. عقلانیت کسی که سال‌ها نوشت، هشدار داد، تحلیل کرد و با وجود همه هزینه‌های پیدا و پنهان، امید به اصلاح را زنده نگه داشت، اما اکنون به این جمع‌بندی تلخ رسیده که دیگر حتی غریزه بقا نیز موتور تصمیم‌گیری نیست. در چنین وضعیتی، سکوت نه عقب‌نشینی که موضع است. سکوت عبدی خود یک تحلیل است، تحلیلی صریح و هولناک‌تر از هزار یادداشت و مقاله. 

اما اینکه در تئوری‌ها و محافل عمومی و غیر سیاسی صرفا گفته شود همگان در یک کشتی نشسته‌ایم و اگر هرگونه اتفاق ناگواری در حوزه بین‌الملل بخواهد رخ دهد، آتش آن دامن همه طیف‌ها و جناح‌های سیاسی را خواهد گرفت، اما در عمل بزرگان حوزه سیاست را که در گذشته توانسته‌اند روش مذاکره با دنیا را تجربه کنند و هم‌اکنون نیز می‌توانند در حوزه مذاکره و دیپلماسی تاثیرگذار بوده و آرامش را به کشور بازگردانند، در حاشیه قرار گیرند، قطعا به نفع کشور و مردم و منافع ملی نخواهد بود.   گفتمان سیاسی در سطح بین‌الملل به وجود افراد کارکشته و کاربلد نیاز دارد و کار هر کسی نیست.  وقت آن است، آن کس که از همه حاذق‌تر و متبحرتر است و می‌تواند مصالح ملی کشور را بهتر از هر کس دیگری تشخیص دهد، پاپیش بگذارد و اگر هم در حاشیه قرار گرفته، به متن موضوع دعوت شود. باید بپذیریم که بحث امنیت ملی و سلایق و نگرش‌های سیاسی افراد در جامعه، دو مقوله متفاوت از هم‌اند.  تامین امنیت مردم یک مقوله حساس برون‌مرزی بوده و کار هر کسی نیست، اما نگرش‌های سیاسی افراد در هر سطحی، کارکرد داخلی دارند.  امنیت ملی هم‌اکنون امری فراتر از هر موضوعی بوده و تعارف‌پذیر نیست و نباید فدای منویات و اختلافات شخصی برخی سیاستمداران منتسب به هرگونه جناحی در داخل کشور شود و همان‌گونه که گفته شد باید دید چه کسی یا کسانی در حل و فصل بحران‌های سیاسی گذشته نقش کلیدی داشته‌اند و توانسته‌اند مذاکرات کشور را در حوزه بین‌الملل مدیریت کنند. هم‌اکنون زمان حضور این توانمندی‌ها در عرصه‌های مختلف سیاسی و بین‌المللی بوده و زمان استفاده از تجربیات گرانبهای آنهاست.  بحران ایجاد شده در حوزه سیاست خارجی نیازمند افراد و تیمی قوی برای مذاکرات است. سرنوشت کشور هم‌اکنون در دستان دستگاه دیپلماسی قرار گرفته و تا دیر نشده باید از تمام ظرفیت‌ها برای مدیریت این حوزه حساس استفاده شود.  یک تصمیم عجولانه و یک خطای راهبردی می‌تواند کشور را سال‌ها درگیر مسائلی کند که تبعات و خسارت‌های جبران‌ناپذیری به‌همراه داشته باشد، بنابراین تنها راه موجود برای پیشبرد اهداف سیاسی کشور، دعوت از همه اندیشه‌ها و سلایق سیاسی، مخصوصا در حوزه دیپلماسی خارجی است. 

اگر در زمان جنگ هشت‌ساله، کشورمان توانست از بحران‌های مختلف عبور کند، به‌دلیل این بود که همه آحاد ملت پای کار بودند. راست و چپ و اصولگرا معنا نداشت. پای امنیت کشور در میان بود و مردم یکرنگ و متحد توانستند از حریم کشور خود دفاع کنند.  هم‌اکنون نیز باید شرایط حاضر را مثل هشت سال دفاع مقدس دید. اولویت امروز، حفظ اتحاد و همبستگی نخبگان در عرصه سیاسی و مذاکرات است. یادمان نرود عده‌ای که شاید سال‌ها به هر دلیلی در حوزه‌های مختلف سیاسی فراموش شده بودند، هم‌اکنون در سرنوشت کشور سهمی دارند و می‌توانند در میدان سیاست حضور فعالی داشته باشند.  ادامه اختلاف با آن افراد نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه این موضوع با همبستگی ملی نیز منافات دارد.  برخی شخصیت‌های سیاسی که در گذشته به هردلیلی از سیاست کنار رفته‌اند، می‌توانند با یک گفتمان صمیمی در سیاست‌گذاری‌های کشور سهیم باشند. 

قطعا دعوت از این افراد، اندیشه‌ها و نخبگان، در راستای حفظ امنیت و منافع ملی کشور، امری معقول و منطقی خواهد بود .

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها