یک پیشبینی از واکنشها به حذف دلار ۲۸۵۰۰ تومانی؛ باید منتظر بود کاسبان تحریم آشکارا به جنگ رئیسجمهور و دولت بروند
روزنامه اعتماد نوشت: باید منتظر بود که گروههای منتفع از مشکلات اقتصادی و تحریم کشور، آشکارا به جنگ رییسجمهور و دولت بروند و برای زمین زدن برنامههای ضد فساد هر کاری که میتوانند انجام دهند. متاسفانه حجم پولی که در سالهای گذشته در دست این افراد جمع شده به آنها نفوذ و قدرت هم داده است و آنها به سادگی دست از آن نخواهند کشید.
«حمایت ملی از عزم رییسجمهور» عنوان یادداشت نیوشا طبیبی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ از منظر تاریخی، حکمرانی بر ایران، همواره امری بسیار پیچیده و پر از ظرایف بوده و همچنان هم چنین است. گستره پهناور سرزمینی با امکانات اندک برای زیستن به علاوه گوناگونی فرهنگی و قومی و زبانی، بر این پیچیدگی و الزامات مدیریت آن افزوده است. آنچه که پیشینیان بر اثر گذشت تجربه تاریخی به دست آوردند، راه و روشی نسبتا منسجم به عنوان شیوه حکمرانی ایرانی بوده است. سلسلههایی که بر این سنت حکومت کردند، بیشتر از دیگران دوام آوردند. قاجاریه و صفویه، دو سلسله بلندمدت ایران هستند که بر مدار این تجربه تاریخی حکومت کردند و به محض اینکه بر آن نظم قدیم و شیوه آزموده شده، خللی افتاد، رو به انحطاط گذاشتند.
اصطلاح بسیار عوامانهای رایج است که «ملت ایران حافظه تاریخی ندارد» (البته قریب به مضمون نقل کردم وگرنه مرحوم شاملو در مجموعه افاضاتی که علیه ایران و تاریخ و فرهنگ و هنر ایران در دانشگاه برکلی بر زبان راند، به جای ملت «توده» و الفاظ دیگر به کار برده بود.) سنت بسیار قدرتمند به جا مانده در فرهنگ ایرانی و بسیاری از نشانههای دیگر از جمله معماری و ادبیات فارسی به عنوان میراثی ملی و تجربههای مشترک تاریخی بر این کلیگویی عوامانه خط بطلان میکشد. مایه تاسف است که این گزاره غیر علمی و به ظاهر روشنفکرانه، به عنوان یک واقعیت از سوی برخی از جامعهشناسان شبکههای مجازی و شومن- کارشناسانی که در همه میزگردها حضور دارند، مورد استناد قرار میگیرد.
تفاوت شیوه حکمرانی در غرب و آنچه نیاز واقعی سرزمین ماست، سبب شد که پس از مشروطه، ما دچار سردرگمی در عرصه الگوی مدیریت کشور بشویم. نیاز به ساختن و پرداختن بنایی تمدنی و شیوهای ایرانی باعث شد که ما تلاش فراوانی برای برپایی سازمان حکمرانی مختص خود داشته باشیم. این سعی و تلاش به تمامی از روی آگاهی نیست، بلکه احساس نیازی تاریخی در ناخودآگاه جمعی ماست و تصور میکنم که این خواسته و عزم، بزرگترین پروژه تاریخی ایران را شکل داده است. از این مقدمه درمیگذرم تا عرضم را به شرایط امروز و به ویژه به تصمیم مهم ریاستجمهوری در قطع دست رانتخواران و سوءاستفادهکنندگان از پول و داراییهای ملی برسانم.
بدون شک سخنان دکتر پزشکیان از سوی گروههای برخوردار از رانت به مثابه اعلان جنگ تلقی خواهد شد. منطقا آنها پشیزی احساس تعلق به ایران و ایرانی ندارند. گذر زمان نشانداده که پولهای دزدیده شده از ملت، سر از اقتصاد امارات و ترکیه و قبرس و کانادا و اسپانیا و بسیاری از کشورهای دیگر جهان درآورده و مایه رونق زندگی دیگران شده است. رانتخواران به ایران به مثابه سرزمینی اشغال شده نگاه میکنند که باید تا جایی که امکان دارد آن را بدوشند و از داراییهایش جیبهایشان را پر کنند. این گروههای برخوردار از رانت و دریافتکنندگان دلار و یوروهای ارزانقیمت، دلالانی هستند که علاقهای به سرمایهگذاری در کشور ندارند، کار میکنند تا بارشان را ببندند و بچههایشان در کانادا و امریکا و دوبی و ماربیا، با پول ملت انگلوار زندگی کنند و فخر بفروشند.
باید منتظر بود که گروههای منتفع از مشکلات اقتصادی و تحریم کشور، آشکارا به جنگ رییسجمهور و دولت بروند و برای زمین زدن برنامههای ضد فساد هر کاری که میتوانند انجام دهند. متاسفانه حجم پولی که در سالهای گذشته در دست این افراد جمع شده به آنها نفوذ و قدرت هم داده است و آنها به سادگی دست از آن نخواهند کشید. احتمالا آنها میتوانند فشارهایی را بر دولت وارد کنند یا تصمیمات اتخاذ شده از سوی مدیریت عالی کشور را توخالی و عاطل و باطل کنند، به ویژه آنکه با نفوذ در مدیریت و خریداری سهام برخی بنگاههای مالی توان سنگاندازی در عرصه اقتصاد را دارند.
عرض کردم که اداره این کشور شیوهای خاص و مبتنی بر شرایط و سنتهای تاریخی و فرهنگی ملی را طلب میکند و مدیریت بر این سرزمین بیمشارکت مردم، هرگز امکانپذیر نبوده است. شاهد این ادعا، صدها و بلکه هزاران بنای مهم و موثر عمومی است که طی قرنها توسط مردم و برای استفاده همگانی ساخته شده است. احداث صدها رشته قنات و «آباد» کردن روستاها و شهرها به دست خود مردم حیات در این سرزمین را تداوم بخشید وگرنه هیچ حکومتی توان آبادانی و خدماترسانی به چنین گستره عظیم و متنوع جغرافیایی را نداشت. حکومتها بدون حضور مردم، به سادگی به انحطاط و انقراض کشیده میشدند. تفاوت ماهوی آنچه از «توسعه» به سبک و سیاق بیگانه دریافتهایم با «آبادانی» که شیوهای ایرانی است در همین نکته است. آبادانی شیوهای پایدار و مبتنی بر شرایط اقلیمی و فرهنگی و مشارکت مردمی و برآمده از نیازهای بنیادین و روزمره است و توسعه مقوله دیگری است.
اکنون ایستادن پشت ریاست جمهور و دولت برای پیروزی در جنگ بر علیه رانتخواران، بهرهمندان از فیلترینگ و سوءاستفادهکنندگان از داراییهای ملی و کاسبان تحریم و فلاکت، وظیفهای ملی است. برپا کردن جنبشی ایرانخواهانه که حامی دولت در پیکار علیه کژیها باشد، کشور را از مطامع متجاوزان مصون میدارد و در صورت پیروزی ریشه فساد و رانتخواری و دزدی از جیب ملت را هم خواهد زد و مشارکت مردم در اداره حاکمیت بر کشور را وارد دوران جدیدی خواهد کرد و پایههای ایران را بیش از پیش مستحکم خواهد ساخت.
دیدگاه تان را بنویسید