عضو حقوقدان شورای نگهبان: برخی افراد ردصلاحیت شده نه رجل سیاسی بودند و نه رجل عاقل
عضو حقوقدان شورای نگهبان گفت: انتقادات به قانون را باید قانونگذار به آن توجه کند و نه شورای نگهبان. اما ممکن است بفرمایید که در حیطه همان اجرای قوانین هم سلایق مختلفی برای اجرا قابل تصور است که میشود زمختی یا ناکارآمدی یک قانون را با اجرای خوب جبران کند.
اعتمادآنلاین- عضو حقوقدان شورای نگهبان معتقد است که وسیع بودن محدوده زمانی نظارت از نظر اعضای فعلی شورای نگهبان این امکان را به این اعضا میدهد تا در رابطه با صلاحیت نمایندگی در صورت کشف فقدان شرایط، اظهار نظر کنند.
در ادامه اهم گفت گو با نجات الله ابراهیمیان عضو حقوقدان شورای نگهبان را می خوانید:
- این که ما شورای نگهبان را نقدپذیر بدانیم یا ندانیم یک مسئلهای است که ما باید به مراحل مختلف فعالیت شورای نگهبان نگاهی بیندازیم. پذیرش نقد از سوی دستگاهی که بر اساس قانون عمل میکند، با پذیرش نقد از سوی یک فعال اجرایی متفاوت است. انتقادات زیادی ممکن است به شورای نگهبان شود ولی شورای نگهبان ابزاری برای انجام وظیفه دارد که آن ابزار را خیلی وقتها خودش تعریف و تعیین نمیکند. مثلا بخشی از شیوه عمل و ملاکهای عمل شورای نگهبان را قانون اساسی گفته و بخشی را هم قانون عادی انتخابات بیان کرده است. شما برخی از انتقادات را که نگاه میکنید، به خود قانون انتخابات و قوانین بازگشت میکند. در اینجاها شورای نگهبان به عنوان یک مرجع رسیدگی و یک داور انتخاباتی چارهای جز اجرای قانون ندارد بنابراین انتقادات ما بیشتر ممکن است نسبت به قانون باشد.
- انتقادات به قانون را باید قانونگذار به آن توجه کند و نه شورای نگهبان. اما ممکن است بفرمایید که در حیطه همان اجرای قوانین هم سلایق مختلفی برای اجرا قابل تصور است که میشود زمختی یا ناکارآمدی یک قانون را با اجرای خوب جبران کند.
- شما در مورد بحث صلاحیتها مخصوصا، در مورد بررسی وضعیت یک داوطلب با محدودیتهایی هم قانونی و هم شرعی مواجه هستید. شما نگاه میکنید که دو تا کاندیدای انتخاباتی آمریکا بدون هیچ محدودیتی خصوصیترین مسائل خودشان را به عنوان یک مناظره انتخاباتی روی میز میگذارند و آن دعواهای شنیعی که دیدید را راه میاندازند. درحالی که ما محدودیتهای زیادی از نظر قواعد رفتاری و اخلاقی خودمان برای کار سیاسی داریم. میدانید که اصل در محاکم این است که محاکمات علنی باشد اما آنجا هم استثنائاتی داریم که دادگاه میتواند محاکمه را غیرعلنی اعلام کند. برخی ازهمان اقتضائات باعث میشود شورای نگهبان نیز مذاکرات غیر علنی داشته باشد.
- بنابراین این محدودیتها یک مقدار محدودیتهای قانونی و شرعی است که به نظرم میتوان ازآن دفاع کرد. اما اینکه ما به نحو روشنی علت رد صلاحیتها را همانطور که در سیاستهای کلی هم گفته شده، در اختیار فرد قرار دهیم و مرادمان از اعلام ردصلاحیتها فقط اعلام مستندات قانونیاش نباشد که کدام بند قانون بوده است بلکه بگوییم به چه علتی ما عملا صلاحیت شما را احراز نکردیم و مستنداتمان برای احراز عدم صلاحیت چه بوده تا فرصت دفاع فراهم بیاورد، این مسئله، مسئلهای است که قابل بررسی و امکان تنظیم یک طرح روشنی در موردش وجود دارد . کمااینکه الان هم در قانون هست که به آنها جزئیات مربوط به علت ردصلاحیت را اعلام کنیم که آنها فرصت دفاع داشته باشند. میتوان این را به صورت یک فرآیند موثرتری که عدالت در آن بهتر رعایت شود، طراحی کرد و آنوقت آن فرد خودش است که میتواند بگوید و علنی کند که شورای نگهبان به من گفته ایراد تو این است و علت ردصلاحیت تو این است و این ایراد به این علت وارد نیست.
- زمانی که شما در اختیار دارید برای اینکه به نحو مستوفی و تفصیلی به یک نفر اعلام کنید رد صلاحیت و دلایل آن چیست، زمان واقعا محدودی در قانون فعلی است. به نظر من ما به سختی توانستیم این قسمت را عملی کنیم و شاید هم یک جاهایی کاستیهایی در کار ما وجود داشته است. اما به نظرم با فرصتی که قانون جدید انتخابات خواهد داد، این مشکل انشاءالله حل خواهد شد.
- بنابراین مجلس نمیتواند قاعدهای بگذارد مثلا در مورد سن یا در مورد تحصیلات یا سابقه فعالیت سیاسی و سمتهایی که فرد قبلا داشته یا جایگاه دینی و مذهبی او(کاندیداها). چون تشخیص آن به عهده شورای نگهبان بوده. منتها من از خودم سوال میکنم که وقتی میگوییم تشخیص یک مفهومی مثل رجل سیاسی را نمیتوان برایش قاعده گذاشت چون تشخیص براساس ملاکهای عمومی به نظر 12 نفر داور محول شده که این داوران باید با ملاکهایی که خودشان میدانند و با درک عرفی که از مفهوم رجل سیاسی دارند، بیایند و مصداق رجل سیاسی را تعیین کنند.
- به نظر من اشکالی ندارد اگر ما بپذیریم که میتوانیم برای مفهوم رجل سیاسی معیارهای کلی بدهیم که خود اعضای شورای نگهبان هم مقید شوند و نتوانند خلاف آن رفتار کنند، در صورتی که این را پذیرفتیم لازمهاش این است که مجلس شورای اسلامی هم بتواند همان قاعده را بگذارد.
- حالا اینکه چه کسانی رد شدهاند را خیلی خبر از ردشدههای دورههای قبلی ندارم ولی بخش زیادی از کسانی که رد شدهاند را میتوانم بگویم که نهتنها رجل سیاسی نبودهاند بلکه رجل عاقلی هم نبودهاند.(خنده) شما در این کلیپها برخی از این اشخاص را میبینید. منتها شاید چند مصداق انگشتشمار مناقشه برانگیز پیدا کنید که آن مصداقهای انگشتشمار مربوط به دوره حضور من در شورای نگهبان نبوده است. بنابراین من ترجیح میدهم در مورد آنها داوری نداشته باشم و الان هم از این امور سالها گذشته است. ما باید نگاهمان به آینده باشد تا آیندهمان از گذشتهمان بهتر باشد. اگر مشکلاتی داشتیم، یک جاهایی دعواهایی راه میافتاده، سعی کنیم با وضع قواعد روشن، جلوی برخی از اختلافاتی که حل آن خیلی ساده است، گرفته شود. انشاءالله.
- خیلی از رجال سیاسی ما حضورشان در صحنه سیاست نتیجه یک اتفاقاتی بوده و نه یک فرآیند تعریفشده که از یک جا یا شهر کوچکی، دبیر یک حزب منطقه یا محلی باشد و بعد در یک شهر بزرگتر و الی آخر مسیر تعالی را طی کند.
- این که ما تقلید کنیم و بگوییم که شهردار فلان کشور، رئیسجمهور شد پس در ایران چرا نشود قیاس مع الفارق است . در آن کشور آن شهردار نتیجه چند سال شاید دو دهه کار سیاسی در یک حزب را در کارنامه داشته است.
- از جهت سلبی هم اینکه مفهوم رجل سیاسی چیست را باید خیلی دقت کنیم و بی جهت شورای نگهبان را تخطئه نکنیم. خیلی از مصادیقی که ممکن است هر روز عکسشان را در تلویزیون ببینیم، ممکن است تریبون دستشان باشد،اما این به معنای رجل سیاسی و رجل مذهبیبودن نیست. مثلا خیلیوقتها به یک آدم فنی و متخصص در تلویزیون، صداوسیما و رسانهها تریبون میدهند ولی یک آدم فنی که واقعا کار مدیریت سیاسی نکرده و نگاه سیاسی ندارد، نمیتواند یک رجل سیاسی باشد. حتی یک حقوقدان مثل من؛ یکی عادت کرده که مسائل ریز حقوقی را حل کند، این لزوما به معنای این نیست که یک حقوقدانی یا پزشک یا مهندسی که ممکن است هر روز هم عکسش را نشان دهند، یک رجل سیاسی باشد.
- سابقه نظامی داشتن به هیچوجه منافات با رجل سیاسی بودن ندارد.
- به نظر شخصی من بسیج به عنوان نیروی نظامی نمیتواند در انتخابات مداخله کند. یعنی نیروی نظامی که بگوید آقا من از فلان کاندیدا حمایت میکنم. کمااینکه سابقه نداشته است که بسیج به نحو رسمی از کاندیدایی حمایت کنند. بله ممکن است در مساجد که افراد جمع می شوند، فعالیتی داشته باشند به عنوان جامعه متدینین از کاندیدایی حمایت شود.
- بنابراین این ایده که حرف نزنیم و هیچ کس خبردار نشود و همه چیز در درون بماند، در شورای نگهبان وجود ندارد و به نظر ایده خوبی هم نیست. البته دعواهای بیخودی و جنگ زرگری و پرداختن به حواشی را نباید بیاوریم در علن و اگر شورای نگهبان یا هر نهادی مراقب باشد که اختلافات کم اهمیت جامعه را متشنج نکند خیلی هم خوب است و این یک حسن است ، وگرنه وقتی در مورد متن و قانون مباحثه ای داریم، این مباحثه مربوط به کشور است.
-
- ما آزادیم از شورای نگهبان، مجلس و دولت انتقاد کنیم اما لسان انتقاد ما باید با زبان تلخ و زهر آگین رسانه های خارجی و بعضی از آنهایی که بدخواه ما هستند، فرق داشته باشد..
-
- باید رسانه های ما هم یاد بگیرند که با این موضوع عادی برخورد کنند. یک روز من می آیم و میگویم که اکثریت شورای نگهبان این است، من این نظر را قبول ندارم، رسانه نباید دعوت به سرپیچی کند،این بد است. ما وقتی میگوییم که شورای نگهبان فصل الخطاب است یعنی دعوت به سرپیچی و شورش و عدم اجرای مقررات درست نیست. اما نقد امری ممدوح است.
دیدگاه تان را بنویسید