کد خبر: 130944
|
۱۳۹۵/۰۶/۲۳ ۰۰:۰۰:۰۰
| |

قالیباف از دوره قبل رای کمتری می گیرد/ تحرکات انتخاباتی احمدی نژاد نوعی فرار به جلو است/ روحانی کاندیدا نشود گزینه‌هایی مثل ظریف و عارف هستند

مرتضی حاجی، سیاستمدار اصلاح طلب سابقه حضور در دو دولت اصلاحات را به عنوان وزیر در کارنامه دارد. در دولت هفتم وزیر تعاون و در دولت هشتم وزیر آموزش و پرورش بود. با او که هم اکنون از اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است در آستانه دو انتخابات ریاست جمهوری و شوراها پیرامون موضوع انتخابات، ارزیابی از عملکرد سه ساله دولت، مطالبات اصلاح طلبان، فراکسیون امید و ... گفت و گو کردیم

قالیباف از دوره قبل رای کمتری می گیرد/ تحرکات انتخاباتی احمدی نژاد نوعی فرار به جلو است/ روحانی کاندیدا نشود گزینه‌هایی مثل ظریف و عارف هستند
کد خبر: 130944
|
۱۳۹۵/۰۶/۲۳ ۰۰:۰۰:۰۰
اعتمادآنلاین- حاجی می گوید که اصلاح طلبان با محدودیت های گوناگون دولت آشنا هستند و در انتخابات پیش رو با جمیع شرایط از روحانی حمایت می کنند.، اما او بر این نکته نیز تاکید می کند که اگر روحانی نتوانست کاندیدا شود گزینه‌های دیگری همچون ظریف و عارف از سوی اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات 96 متصور هستند. او معتقد است که در صورت کاندیداتوری جلیلی، نامزد نواصولگرایان از دوره پیشین رای بیشتری نخواهد داشت و با حواشی پیش آمده بر سر املاک نجومی شهرداری قالیباف نیز قطعا رای کمتری از مردم خواهد گرفت.
عضو شورای عالی اصلاح طلبان در گفت و گو با خبرآنلاین، تحرکات انتخاباتی احمدی نژاد را نوعی فرار به جلو می داند و می گوید که رییس دولت پیشین برای بیرون آمدن از انزوای سیاسی است که دست به سفرهای انتخاباتی زده است. حاجی سکوت عارف را با وجود تایید از سوی خودش، صحیح نمی داند و معتقد است اگر سکوت هم کرده باشد به جهت سئوالات بیش از حد ما خبرنگاران و واگذاری کارها به کارشناسان مختلف است.

اهم سخنان مرتضی حاجی به شرح زیر است:
  • فضا نسبت به دولت قبل برای فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اصلاح طلبان مناسب تر است و اقبال مردم نیز به مجموعه اصلاح طلبان و میانه روها چه در انتخابات ریاست جمهوری و چه در انتخابات مجلس شورای اسلامی کاملا مشهود است. ما بعد از دوره اصلاحات در بهترین شرایط ممکن برای حضور در عرصه های گوناگون هستیم.
  • به اعتقاد من هر دو مکمل و در امتداد هم بودند. مردم نخست در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم درست را گرفتند و به روحانی رای دادند و در ادامه این روند، در انتخابات مجلس نیز مجداد پایبندی خود را به آن تصمیم نشان دادند. انتظار می رود با شرایط جدیدی که فراهم شده دولت بتواند با اقتدار بیشتری برنامه های خود را عملیاتی کند.
  • با طیف بندی های سیاسی که در قدرت وجود دارد، در یک نگاه نسبی موفق عمل کردیم. البته مطلوب این بود که آقای روحانی هم در اجرای وعده های رسمی و هم غیر رسمی خود عملکرد چشمگیر داشته باشد اما واقعیت جامعه ما اینست که قطب های مختلف قدرت تاثیرگذاری هایی دارند که نمی توان انتظار داشت آنچه که در برنامه های تبلیغاتی به زبان آورده می شود در صحنه عمل نیز به صورت کامل اجرا شود.
  • اجماع بر سر انتخاب آقای روحانی از روی ناگزیری نیست، به اعتقاد من و بسیاری از اصلاح طلبان با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم آقای روحانی مناسب ترین چهره برای انتخابات سال 96 است. افرادی که با آنها صحبت کرده‌ام در شرایط فعلی آقای روحانی را مناسب‌ترین گزینه می‌دانند.
  • شرط و شروطی مطرح نیست، فکر می کنم خواسته ها و انتظاراتی است که مطرح می شود، من به این موضوع که مجموع اصلاح طلبان به این جمع بندی رسیده اند که شروط تعیین کنند باور ندارم.
  • طبیعی است افراد، چه اصلاح طلب و چه غیر اصلاح طلب به وعده ها و برنامه های یک نامزد رای می دهند لذا اگر آن فرد پیروز شود اما در دوران ماموریت خود کوتاهی کند، دیگر مورد اعتماد آن افراد نیست و دلیلی ندارد که برای حمایت از او شرط بگذارند. بیان خواسته ها و دیدگاه ها برای توجه بیشتر رییس جمهور و اعضای دولت به کمبودهای موجود امری غیرمعمول نیست و من اسم این کار را شرط گذاشتن نمی دانم.
  • من محتوای مواضع آقای روحانی را چه در حوزه سیاست خارجی و چه در حوزه های اجتماعی و اقتصادی، با مواضع اصلاح طلبان بسیار نزدیک می دانم. منطقی نیست که در تقسیم بندی های تشکیلاتی وقتی فردی به یک تشکیلات متعلق باشد اما به بن فکری ما نزدیک، باز هم او را طرد کنیم. بنده گمان می کنم بسیاری از نظرات اصلاح طلبان در حوزه های مختلف، از سوی آقای روحانی امکان تامین شدن دارد؛ هیچ ضرورتی ندارد که آقای رییس جمهور اعلام کند من اصلاح طلبم. اصلاح طلبان هم باید با توجه به این واقعیت که آقای روحانی متعلق به جریان اصولگراست اما به مواضع آنها نزدیک، با او همکاری و تعامل نمایند.
  • به تشخیص بنده، آقای روحانی وقتی دولت یازدهم را به دست گرفت زمانی را برای آشنایی عینی و ملموس با محدودیت و موانع نیاز داشت. نگاه کلی به وضعیت کشور را همه افراد دارند اما اینکه در موقعیت تصمیم گیری با چه محدویت هایی مواجه می شوند، چه خطوط قرمزی دارند و باید چه ساز و کار و ملاحظاتی در برابر آن موانع به کار گیرند نیازمند زمان است.
  • در سال اول ریاست جمهوری نباید انتظار می داشتیم که آقای روحانی با همه سدها و خطوط قرمز آشنایی داشته باشد اما بعد از آن و در دوره دوم ریاست جمهوری وی که انشاالله اتفاق می افتد طبعا انتظارها برای تصمیم گیری و انتخاب مناسب مسیرها در جهت عملکرد صحیح ایشان بالاتر خواهد رفت.
  • اگر آقای روحانی قصد حضور در انتخابات نداشته باشند که این امر را بعید می دانم زمین خداوند بی حجت نمی ماند. ما اشخاصی همچون آقای خاتمی، ظریف، عارف و ... را برای این امر داریم. الحمدلله دست اصلاح طلبان در این خصوص بسیار باز است.
  • موازی کاری اتفاق نخواهد افتاد. تجربه شورای عالی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس دهم موفق بود؛ بعید می دانم فردی در جریان اصلاحات این دستاور را نادیده بگیرد؛ ممکن است نظرات اصلاحی برای رفع نواقص مطرح شود .
  • همانطور که در انتخابات پیش رو ریاست جمهوری و شوراها با انتخابات قبلی متفاوت خواهد بود؛ لذا تغییراتی در ترکیب و نحوه تصمیم گیری در شورای سیاست گذاری ضروری است که به نظرم چنین تغییراتی انجام خواهد شد.
  • دو انسان با دو سلیقه متفاوت قطعا اختلاف نظر و عقیده دارند. این موضوع را نمی توان اختلاف نامید بیشتر تفاوت نظر است، حتی اگر اختلاف هم عنوان شود موضوع بدی نیست در نهایت منجر به یک انسجام خواهد شد. به همین خاطر اتفاق خطرناکی نخواهد افتاد و جای نگرانی نیست.
  • آقای قالیباف هم قطعا از دوره قبل رای کمتری می گیرد. نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری برای بسیاری با انگیزه هایی غیر از رییس جمهور شدن همراه است. قاعدتا وقتی فردی در آن سطح خود را مطرح می کند برآوردی از شانس موفقیت خود خواهد داشت. سفرها و هزینه های تبلیغاتی نیز باید با احتمال پیروزی 40 درصدی صورت گیرد تا هزینه های آن تبلیغات توجیه پذیر باشد چرا که در اوسط راه قطعا مشخص خواهد شد که آن فرد شانسی برای پیروزی در انتخابات دارد یا خیر. افرادی که به این موارد واقفند اما باز بر اصرار خود برای حضور در انتخابات تاکید می کنند انگیزه های سیاسی دارند. دوست دارند برای مدتی چهره شوند و اظهاراتشان از تریبون های مختلف شنیده شود وگرنه وقتی شانس رای آوری یک فرد پایین است عاقلانه آنست که در انتخابات حضور نیابد.
  • اصولگرایان به دو بخش میانه رو و تندرو تقسیم می شوند. اصولگرایان میانه رو و یا معتدل بهتر از آقای روحانی کسی را برای کاندیداتوری ندارند، تنها گزینه تندرویان نیز آقای احمدی نژاد است که او هم نشان داده کارنامه بسیار بدی در اداره کشور داشته است.
  • حضور و سفرهای احمدی نژاد نوعی فرار رو به جلو محسوب می شود. نقاط منفی و ضعف های عملکردی و مسئولیتی دولت قبل شهره خاص و عام است. او از طریق این سفرها و سخنرانی ها تا حدی می خواهد نگاه های منفی نسبت به خود را کاهش داده و خود را حاضر در صحنه نشان دهد. احمدی نژاد تلاش می کند خود را از انزوا بیرون بیاورد. کارهای او اهدافی به غیر ریاست جمهوری دارد و من شانس رییس جمهور شدن او را نزدیک به صفر می دانم. تندروها نیز با استفاده از آن جمله "بگم بگم" معروف او می کوشند کاندیدای مقبول جریان اصلاح طلب و اصولگرایان میانه را تضعیف کنند.
  • حق فعالیت سیاسی برای تمام افراد و احزاب حقی قانونی و شناخته شده است؛ از این جهت نباید نگران بود که چرا فردی فعالیت می کند.اما این موضوع که آثار تحرکات اخیر احمدی نژاد بیشتر متوجه کدام جناح است باید گفت اصلاح طلبان که از همان ابتدا مرز خود را با او مشخص کردند و هزینه آن را نیز پرداخت نمودند اما اتهام همراهی، مشارکت و مباشرت با آقای احمدی نژاد و دولتش به جریان اصوگرایی وارد است. سهیم بودن در دستاوردهای منفی دولت قبل موضوعی است که گریبان اصولگرایان را گرفته و آنهایی که امروز از حمایت های دیروزشان از دولت قبل پشیمان هستند باید با شفافیت ندامت خود را ابراز نموده مرز خود را با او اعلام کنند. البته این موضوع را هم نوعا شاهدیم که برخی چهره های شاخص این جریان از آقای احمدی نژاد اعلام برائت کرده از او دوری می کنند.
  • در این شرایط احمدی نژاد و حامیان تندرویش باقی می مانند، که آنها هم در انتخابات مجلس دهم نشان دادند پایگاه اجتماعی در میان مردم ندارند . بنابراین آسیبی اگر قرار است متوجه جریانی باشد بیشتر به سوی افرادی است که در گذشته از او هواداری کردند و امروز نیز بر این حمایت پافشاری می کنند.
  • مشخص است اصولگرایان میانه رو از روحانی حمایت می کنند و تکلیف تندرویان هم که مشخص است. اختلاف در بین اصولگرایان معتدل و تندرو ربطی به احمدی نژاد ندارد و با حضور و یا عدم حضور او این دو گروه همچنان باهم درگیرند.
  • اتفاقی که رخ داده این است که اصلاح‌طلبان تا قبل از بازگشت به قدرت در سال 92 بسیار منسجم‌تر از دوره فعلی بودند؛ تقریبا همه احزاب اصلاح‌طلب دور یک میز می‌نشستند و با یکدیگر صحبت می‌کردند و در قالب شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، همکاری مناسبی میان آنها در جریان بود. اما از زمان بازگشت به قدرت در سال 92، تفاوت‌دیدگاه‌ها و چه بسا اختلافاتی در میان اصلاح‌طلبان ایجاد شده است. شما این روند را برای جریان اصلاحات مضر نمی‌دانید؟
  • در کشور تعدادی احزاب اصلاح طلب فعالند که در حدود 20 حزب از آنها عضو شورای هماهنگی هستند و به طبع بر مسائل مشترک تاکید می کنند لازم نیست در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند هر تشکلی نگاه و سلیقه خود را دارد و اگر قرار بود همه یک نوع بینش داشته باشند دیگر چند حزبی معنا نداشت.
  • بعضی از تشکل های اصلاح طلبی هم نخواستند که به شورای هماهنگی اضافه شوند و ساز و کار خود را دارند. بحث اشتراک در زمان انتخابات خود را نشان می دهد. چون آن زمان است که منافع مشترک نمایان می شود و افراد برای رسیدن به هدف مشترک بر سر میز گفت و گو و تعامل می نشینند و حول موضوعات مشترک به تفاهم می رسند. کما اینکه در انتخابات مجلس هم چنین اتفاقی افتاد و در انتخابات ریاست جمهوری نیز قرار بر این شد که میان دو کاندیدا یعنی آقای عارف و روحانی یک نفربرای افزایش شانس موفقیت و پراکنده نشدن آرا کنار رود که این اتفاق نیز افتاد و نتیجه هم داد. لذا لزومی ندارد همه افراد یک جریان در تمام ایام سال مواضع مشترک داشته باشند بلکه در مواقع حساسی چون انتخابات باید در کنار هم برای هدف مشترک گام بردارند. برای انتخابات سال آینده همان الگوی شورای عالی بسیار مناسب است.
  • همه فعالیت های احزاب که در شورای عالی سیاست گذاری خلاصه نمی شود. همانطور که از اسم این شورا مشخص است وظیفه آن هم سیاست گذاری است، پس از تدوین و تصویب سیاست ها و برنامه های کلی انتخابات فعالیت های احزاب جدا جدا یا چند تا چندتا و با هم آغاز می شود که برای تحقق هدف ها با حمایت سیاست های مصوب و هماهنگ شده که مورد پذیرش و توافق عمومی قرار گرفته اند تلاش می کنند.
  • برخی احزاب به لحاظ عِده و عُده کوچک هستند و زمانی‌که با یکدیگر همکاری می‌کنند قدرت تاثیرگذاری دارند. به نظر من نباید نگران این موضوع بود که چرا بعضی از احزاب اصلاح طلب کمیته های انتخاباتی تشکیل دادند. ایرادی ندارد هر حزبی به تنهایی یا مشترک فعالیت کند. بنده از این بابت نگرانی ندارم.
  • بهترین ساز و کار همان تجربه موفق انتخابات مجلس است که با اصلاح ترکیب شورا به طوری که فراگیری پوشش اصلاح طلبان را افزایش دهد می تواند موفق عمل کند.
  • (آیت‌الله موسوی خویینی ها و عبدالله نوری) این اشخاص بزرگانی هستند که نظراتشان قطعا کمک کننده خواهد بود اما اینکه در ترکیب شورای هماهنگی حضور داشته باشند هنوز بحثی به میان نیامده است اما در هر صورت بنده بعید می دانم که در حوزه اجرایی ورود پیدا کنند. نظرات این چهره ها با جریان کلی حرکت اصلاح طلبان هماهنگ است و از آن رضایت دارند و به‌عنوان پشتوانه های جریان اصلاح طلبان مطرح هستند اما اینکه اسمشان وارد لیستی نوشته شود یا از اعضای حقیقی باشند، چنین صحبتی مطرح نیست. نظرات ایشان در جهت انسجام‌بخشی به اصلاح‌طلبان نظرات مفیدی بوده و هست و جایی ندیدیم که آقای موسوی خویینی‌ها یا آقای نوری نظراتی مغایر آنچه در انتخابات اخیر اتخاذ شد، ابراز کرده باشند. استنباط این افراد بسیار به‌یکدیگر نزدیک است و چیزی است که نیاز چندانی به کنکاش ندارد.
  • آقای عارف در متن جریان اصلاح طلبی حضور دارد. اینکه گفته می شود او سکوت کرده ، درست نیست. خبرنگاران به سراغش می روند و سوال هایی می پرسند از قبیل اینکه تکلیف شورای عالی چه شد. آقای عارف چنین مسائلی را به جمعی از کارشناسان واگذار کرده است که آنها بررسی کنند تا به سرانجام برسد و تا قبل از اینکه این تصمیمات گرفته شود وی سخنی در مورد این قضایا نمی گوید. شاید واگذاری ریاست شورای عالی سیاستگذاری از سوی عارف بیشتر این شبهه را تشدید می کند...
  • آقای عارف هم اکنون پرمشغله هستند و وقت آزاد کمی دارند. این مباحث بررسی کارشناسانه مفصلی می طلبد. باید صبر کرد تا گزارش آماده شود و به سرانجام برسد؛ بعد از آن آقای عارف نظرات خود را بیان می کنند.
  • شورای سیاستگذاری باید فعالیتهایش را برای هر دو انتخابات شروع کند تصمیمات قابل اجرا بگیرد تا بتوان در مورد آن حرف زد. هنوز شورای عالی برای این منظور کارش را آغاز نکرده است.
برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها