اعتمادآنلاین گزارش میدهد:
رازگشایی از قتل شوهر بعد از افشای خیانت زن
سرنوشت مردی که قربانی خیانت همسرش شده است سالها بعد از قتل با پیگیری مادرش مشخص شد و عاملان قتل پای میز محاکمه رفتند.
سرنوشت مردی که قربانی خیانت همسرش شده است سالها بعد از قتل با پیگیری مادرش مشخص شد و عاملان قتل پای میز محاکمه رفتند.
به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال قبل زنی به پلیس مراجعه کرد و گفت که فرزندم گم شده است. او گفت من زنی افغانستانی هستم و به سختی به ایران آمده ام بسیار فقیرم و ناتوانی جسمی هم دارم .چهار سال قبل پسرم که در ایران زندگی میکرذ به طور ناگهانی ناپدید شد دیگر نه به افغانستان می آمد و نه اینکه به من زنگ می زد چندبار به زنش گفتم گفت که از ایران رفته و او هم خبر ندارد تا اینکه تصمیم گرفتم به ایران بیایم و خودم پیگیزی کنم . با توجه به گفته های این زن ماموران تحقیقات گسترده ای را آغاز کردند آنها زن جوان سروش مرد مفقودی را بازجویی کردند اما این زن گفت اطلاعی ندارند و شوهرش او را هم ترک کرده است .
وقتی ماموران تلفن همراه زیبا را بررسی کردند به تماس های مشکوک او با مرد همسایه که ورزشکاری حرفه ای بود پی بردند با بازداشت این زن راز مفقود شدن سروش لو رفت زن جوان گفت : شوهر من بدرفتاری میکرد هرچند با مردم خوشرفتار بود اما در خانه زندگی من و بچه ها را سیاه کرده بود و حتی خرجی نمیداد. این زن گفت : من با مرد ورزشکار که همسایه ما بود ارتباط برقرار کردم او به من گفت داخل غذای شوهرت داروی خواب آور بریز من او را می کشیم بعد من دارو را ریختم و شوهرم خوابید خوابش آنقدر سنگین بود که متوجه نشد مرد همسایه آمد و او را کشت و جسدش را با خودش برد.
وقتی ماموران مرا همسایه را بازداشت کردند او هم به قتل اعتراف کرد به این ترتیب پرونده جهت رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد در جلسه رسیدگی مادر مقتول درخواست قصاص کرد اما فرزندان او خواستار دیه شدند و مادرشان و شریک جرم او را بخشیدند
وقتی نوبت به متهم رسید او قتل را قبول کرد و گفت ؛ من نقشه برای قتل نداشتم . مدتی قبل از حادثه زیبا به باشگاه من آمد که بچه اش را ثبت نام کند پولی نداشت گفت که فقیر است و کمک میخواهد من هم قبول کردم . چند وقت بعد از ثبت نام دوباره او را دیدم گفت شوهرش اذیتش میکند گفتم او که مرد محترمی است چرا اذیت میکند من صحبت میکنم اول قبول نمی کرد اما بعد قبول کرد و قرار شد شب به خانه او بروم من با شوهر زیبا سر صحبت را باز کردم و گفتم زن و بچه ات را اذیت نکن آنقدر عصبانی شد که به من حمله کرد و مشتی به من زد من هم در دفاع از خودم او را زدم فکر نمیکردم بمیرد اما مرد و من خیلی ترسیدم جسدش را به بیابانهای اطراف بردم و دفن کردم. وی در پاسخ به این سوال که پس دارو خواب آور می به مقتول داده شد گفت : من هیچ داروی خواب آوری ندادم و خبر ندارم ماجرا چیست .
سپس متهم دیگر در جایگاه قرار گرفت او گفت ؛ من هیچ نقشی در قتل نداشتم فقط از ترش سکوت کردم شوهرم بسیار خسیس بود اذیت میکرد حتی برای پر کردن شکم بچه ها از همسایه ها پول قرض میگرفتم در حالیکه شوهرم پول داشت اختلاف ما سر این مسأله بود شب حادثه هم من نقشی در قتل نداشتم و گفته هایم در دادسرا به خاطر فشاری بود که به من وارد میشد .
بعد از گفته های هر دو متهم و پایان جلسه دادگاه قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند
دیدگاه تان را بنویسید