افشای راز ۱۰ ماه ناپدید شدن پسر جوان در جنوب کشور؛ جنایتی در کار نبود
پسر جوانی که به طرز مرموزی ناپدید و احتمال قتل او مطرح شده بود، پس از ۱۰ ماه جستوجوی پلیس در یکی از جزیرههای جنوب کشور پیدا شد.
پسر جوانی که به طرز مرموزی ناپدید و احتمال قتل او مطرح شده بود، پس از ۱۰ ماه جستوجوی پلیس در یکی از جزیرههای جنوب کشور پیدا شد.
به گزارش سایت جنایی، بازپرس عظیم سهرابی، در شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران، از حدود ۱۰ ماه قبل پرونده ناپدید شدن پسر جوانی را در دستور کار داشت.
این پرونده زمانی در دستور کار پلیس و بازپرس جنایی قرار گرفت که خانواده این پسر جوان پس از بیخبری طولانی، به دادسرای امور جنایی تهران مراجعه کردند و وقتی مقابل بازپرس سهرابی نشستند درباره شکایت خود گفتند پسرشان در جنوب کشور کار میکرد و با آنها صحبت کرده و قرار بوده برای چند روز مرخصی بگیرد و پیش خانواده بیاید، اما اکنون ناپدید شده است. خانواده این پسر همچنین اعلام کردند تلفن همراه او خاموش شده و هیچ تماسی با آنها برقرار نمیشود.
پس از ثبت این شکایت، پلیس تحقیقات خود را برای یافتن ردی از این پسر جوان آغاز کرد. در جریان بررسیها، ماموران به آخرین تصاویر ثبتشده از او رسیدند. تصاویر نشان میداد آخرین بار، همان روزی که قرار بود برای دیدن خانوادهاش به تهران برگردد، سوار یک خودرو با پلاک مخدوش شده و پس از طی مسیری، دیگر تصویری از او ثبت نشده و ناپدید شده است.
این سرنخ، احتمال ربوده شدن پسر جوان را در ذهن ماموران تقویت کرد. اما با گذشت زمان، هیچکس با خانواده او تماس نگرفت تا درخواست پول کند یا شرایط آزادی او را مطرح کند. همین موضوع، فرضیه ربوده شدن را تضعیف کرد و بهجای آن، فرضیه قتل پسر به دست رانندهای که او را سوار کرده بود در دستور کار پلیس قرار گرفت.
بنابراین تحقیقات پلیس برای رازگشایی از سرنوشت این پسر جوان با فرضیه قتل ادامه یافت. ماموران به مدت ۱۰ ماه در پی یافتن سرنخی از او یا جسدش بودند تا اینکه سرانجام رد او را در یکی از جزیرههای جنوب کشور پیدا کردند. آخرین بررسیها نشان داد گوشی تلفن پسر جوان روشن شده است. سرنخها در نهایت ماموران را به این نتیجه رساند که او در یک کافه مشغول به کار شده و چند ماه در همانجا مانده است. او در این مدت با هویت و شماره تلفن جدید زندگی میکرد تا کسی او را شناسایی نکند.
چند روز پیش، ماموران این پسر جوان را در همان جزیره پیدا کردند و تحت تحقیق و بازجویی قرار دادند. او در اظهارات خود گفت: «چون با خانوادهام اختلاف پیدا کرده بودم و نمیگذاشتند مستقل بشوم و هر کاری که خودم میخواهم انجام بدهم، این کار را کردم. آنها مدام رفتار و کارهای مرا زیر نظر داشتند و با دیگران مقایسه میکردند. به همین دلیل رفتم جنوب کشور کار کنم که از آنها دور باشم.»
این پسر جوان در ادامه اعترافات خود گفت: «وقتی دیدم این دوری، اخلاق و رفتار خانوادهام را عوض نکرد، تصمیم گرفتم ناپدید بشوم تا کمی ناراحتی بکشند و دست از رفتارشان بردارند. به همین خاطر هم سوار یک خودرو یک مرد قاچاقبر شدم که مرا به سمت جزیرهای در جنوب کشور رساند و آنجا ماندگار شدم.»
او درباره جزئیات زندگی مخفیانهاش گفت: «سیمکارتم را خاموش کردم. به نام همکارم که در کافه کار میکردم، یک سیمکارت گرفتم و از آن استفاده میکردم. اما فکر نمیکردم با این کار و لجبازی و انتقام از خانوادهام، خودم را به دردسر بیندازم و خانوادهام حتی گمان کنند من به قتل رسیدهام و دنبال جسدم باشند و دستگیری قاتل من باشند. الآن فهمیدم که اشتباه کردهام.»
با اعتراف این پسر جوان و مشخص شدن اینکه هیچ قتل و جنایتی در کار نبوده است، پرونده بسته شد.
دیدگاه تان را بنویسید