«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
پسر مادرکش در دادگاه: مادرم خیانت کرد
پسر جوانی که مادرش را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است در حالی که بهشدت گریه میکرد همچنان تاکید کرد که اطمینان داشته مادرش گناهکار است.
پسر جوانی که مادرش را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است در حالی که بهشدت گریه میکرد همچنان تاکید کرد که اطمینان داشته مادرش گناهکار است.
به گزارش اعتمادآنلاین، سال گذشته مردی با پلیس ۱۱۰ تهران تماس گرفت و اعلام کرد پسر ۱۹سالهاش مادر خانواده را به قتل رسانده و او را هم زخمی کرده است. ماموران کلانتری جنتآباد بعد از جستوجوی فراوان خانه را یافتند و وقتی وارد شدند، پسری ۱۹ساله را دیدند که با دستانی خونآلود یک چاقوی آشپزخانه در دست دارد.
با خلع سلاح او، وقتی رد خون را گرفتند، به اتاق خواب رسیدند که پدر خانواده زخمی در گوشهای افتاده و کمی آنطرفتر هم جسد همسر ۴۵سالهاش در حالی افتاده بود که آثار حدود ۸۰ ضربه چاقو روی بدنش بود.
نیروهای اورژانس در محل پدر زخمی را درمان کردند و پسر ۱۹ساله نیز با دستور قضایی بازداشت و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. او در تحقیقات اولیه به تناقضگویی پرداخت.
همسر مقتول نیز در تحقیقات گفت: من و دختر پنجسالهام در اتاق دیگری خوابیده بودیم. همسرم در اتاقخواب و پسرم در نشیمن خوابیده بودند. زمان کوتاهی نگذشته بود که صدای فریاد و کمکخواهی شنیدم. از اتاق که بیرون آمدم، با صحنه عجیبی روبهرو شدم.
او ادامه داد: پسرم چاقوی آشپزخانه در دستش بود و همسرم هم فریاد میزد و کمک میخواست. برای نجات همسرم به سمت آنها رفتم که پسرم ضربههایی به من زد که زخمی شدم و بعد در را قفل کرد.
این مرد توضیح داد: با چاقو به جان مادرش افتاده بود و من هم در تماس با پلیس کمک خواستم. بعد از آن پسرم با دستانی خونآلود از اتاقخواب بیرون آمد. وارد اتاق که شدم، همسرم بر اثر ضربههای متعدد چاقو به قتل رسیده بود.
با جمعبندی این اطلاعات، پسر ۱۹ساله در تحقیقات به قتل مادرش اعتراف کرد و گفت: مدتی بود مادرم از فضای مجازی زیاد استفاده میکرد و ساعتها در اینستاگرام بود. به این رفتارش اعتراض میکردم. چون در اینستاگرام فعال بود، به ارتباطهایش شک کرده بودم. گوشیاش را بهزور گرفتم و نگاه کردم. مردی از اقوام دنبالکننده اینستاگرام مادرم بود که همین باعث شک بیشترم شد. این سوءظن به جانم افتاده بود.
او اضافه کرد: مادرم گفت هیچ رابطهای با آن مرد ندارد و من اشتباه میکنم، اما ذهنم کار نمیکرد. آن شب با چاقوی آشپزخانه در دست سراغ مادرم رفتم که با صدای در بیدار شد. مرا که دید، وحشت کرد.
متهم توضیح داد: مشاجرهمان بالا گرفت و پدرم آمد تا ما را جدا کند که چند ضربه با چاقو به او زدم و بعد ضربههای بیشتری به مادرم زدم. به خودم که آمدم، او فوت شده بود. از اتاق که بیرون آمدم، همهجا را خون گرفته بود و سرتاپایم خونآلود بود. خواستم فرار کنم که ماموران بازداشتم کردند.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم شکایت خود را مطرح کردند. وقتی نوبت به پسر جوان رسید او که بهشدت گریه میکرد گفت: ما در زندگیمان همهچیز داشتیم، هم ثروت و هم آرامش، اما نمیدانم چرا مادرم این کار را کرد. من اطمینان داشتم با کسی رابطه دارد و دلم برای پدرم میسوخت که با این اطمینان با او زندگی میکند. نمیتوانستم موضوع را به پدرم هم بگویم. او فردی بود که جایگاه اجتماعی داشت و تحصیلکرده بود. من واقعاً دلم برای زندگیمان میسوخت و از مادرم عصبانی بودم.
با توجه به اینکه پسر جوان مواردی درباره مادرش مطرح کرده بود و ایرادهایی در پرونده وجود داشت، دادگاه نقایصی را تشخیص داد و برای برطرف کردن نقایص پرونده را به دادسرا بازگرداند.
با رفع نقص پرونده، یک بار دیگر پسر جوان پای میز محاکمه میرود.
دیدگاه تان را بنویسید