نتانیاهو بار دیگر نخستوزیر اسرائیل میشود؟
علیرضا مجیدی گفت: واقعیت میدان سیاسی این است که احتمال زیادی وجود دارد بلوک تغییر نتواند حدنصاب لازم برای تشکیل دولت را به دست آورد. البته احتمال اندکی برای وقوع یک شگفتی انتخاباتی وجود دارد، اما شواهد نشان میدهد که این بلوک احتمالا به حدنصاب لازم دست پیدا نخواهد کرد.
انتخابات پارلمانی اسراییل در شرایطی برگزار میشود که ناتوانی دو بلوک اصلی در کسب اکثریت، نقش احزاب عربی و احتمال جذب نمایندگان لیکود، معادلات تشکیل کابینه را پیچیده کرده است. از همین رو سرنوشت کابینه آینده بیش از آنکه به رقابت مستقیم نتانیاهو و مخالفانش منوط باشد به آرایش کرسیها، میزان مشارکت عربها و امکان توافقهای پس از انتخابات وابسته خواهد بود؛ وضعیتی که احتمال تداوم بنبست سیاسی را تقویت میکند.
به گزارش اعتماد، در آستانه انتخابات پارلمانی اسراییل در روز سهشنبه، ۲۷ اکتبر، رقابت بنیامین نتانیاهو با رقبایش در شرایطی حساس به مرحله نهایی رسیده تا جایی که آخرین نظرسنجیها از افول جایگاه حزب لیکود و ناکامی احتمالی هر دو بلوک اصلی در کسب اکثریت لازم برای تشکیل کابینه حکایت دارند. براساس این نظرسنجیها، ائتلاف حاکم و بلوک مخالفان هر یک حدود ۵۰ تا ۵۳ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست را به دست خواهند آورد؛ وضعیتی که چشمانداز بنبست سیاسی و حتی برگزاری انتخابات زودهنگام دیگری را تقویت میکند.
همزمان، حمایت علنی دونالد ترامپ از نتانیاهو، گزارشها درباره فشار نخستوزیر اسراییل برای اقدام نظامی علیه ایران پیش از انتخابات و اختلافنظرهای کمسابقه میان او و مقامهای ارشد نظامی، ابعاد تازهای به این رقابت بخشیده است. در این میان، گادی آیزنکوت، از چهرههای اصلی مخالف نتانیاهو و دیگر رهبران اپوزیسیون، نخستوزیر را به استفاده ابزاری از امنیت و جان سربازان برای حفظ قدرت متهم کردهاند؛ اتهاماتی که کابینه حاکم در اسراییل برخی از گزارشهای مرتبط با اختلافات نظامی را رد کرده است. ازسوی دیگر، هر چند احزاب فلسطینی میتوانند در معادلات تشکیل کابینه نقشی تعیینکننده داشته باشند، حساسیت سیاسی نسبت به مشارکت آنها، مسیر خروج از بنبست را دشوار کرده است.
به ادعای برخی ناظران، این انتخابات که نخستین رایگیری سراسری پس از عملیات ۷ اکتبر و جنگهای متعاقب آن در غزه، لبنان و ایران به شمار میرود، تنها رقابتی برای تعیین ترکیب کنست نیست، بلکه آزمونی برای سنجش اعتماد جامعه اسراییل به نتانیاهو پس از بحرانهای امنیتی و نظامی اخیر است. در شرایطی که شکافهای داخلی، نگرانیهای امنیتی و احتمال تشدید تنش با ایران به یکدیگر گره خوردهاند، پرسش اصلی این است که آیا نتانیاهو میتواند با تکیه بر حمایت واشنگتن و برجستهسازی تهدیدهای خارجی بار دیگر موقعیت خود را تثبیت کند یا آنکه انتخابات، اسراییل را وارد مرحلهای تازه از بیثباتی سیاسی و رقابت بر سر مسوولیت شکستهای امنیتی خواهد کرد. بر این اساس روزنامه اعتماد با علیرضا مجیدی، کارشناس ارشد مسائل منطقه در رابطه با تشریح آخرین شرایط انتخاباتی اسراییل گفتوگو کرده است.
علیرضا مجیدی، تحلیلگر مسائل منطقه در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره آخرین شرایط رقابت میان کاندیدای انتخاباتی اسراییل گفت: نظرسنجیها طی دو هفته اخیر، کارکرد تبلیغاتی نیز پیدا کردهاند و نباید این موضوع را دستکم گرفت. شخصا فضای برابری میان دو اردوگاه نمیبینم؛ هرچند باتوجه به افزایش فاصله میان نتایج نظرسنجیها، امکان قضاوت در این زمینه نیز وجود دارد، اما به باور من، شرایط رقابت میان دو اردوگاه برابر نیست.
به گفته مجیدی نکته دیگر این است که برخی فاکتور هنوز مشخص نشدهاند؛ عواملی که در فاصله سه روز مانده به انتخابات، اهمیت فوقالعادهای دارند. نخستین عامل، میزان مشارکت عربهاست. اگر میزان مشارکت عربها از حد مشخصی فراتر برود، علاوه بر افزایش وزن سیاسی آنها، نکته مهمتر این است که با افزایش تعداد آرای ریخته شده به صندوقها، آستانه حدنصاب از نظر تعداد آرا نیز بالاتر میرود. در چنین شرایطی، ممکن است احزابی که در مرز رسیدن به حدنصاب قرار دارند، ناگهان از دستیابی به آن بازبمانند و در نتیجه، جابهجایی چهار کرسی نیز مطرح شود.
مجیدی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر بخواهم بهطور مشخص به احزاب اشاره کنم، دو فهرست از این وضعیت به شدت تاثیر میپذیرند که شامل «وینتر» و «هندل» است. نگرانی درباره فهرست وینتر، جدیتر است، چراکه نامزد عربی نیز داشته که عملا از رقابت خارج شده است. اکنون این مساله برای این فهرست اهمیت بیشتری پیدا کرده و نگرانی آنها این است که عربها پای صندوقهای رای حاضر نشوند. در مقابل، اگر مشارکت عربها افزایش پیدا کند، این احتمال وجود دارد که برخی فهرستها نتوانند حدنصاب لازم را کسب کنند.
به گفته این پژوهشگر مسائل غرب آسیا، عامل دیگری که باید در همین چارچوب مورد توجه قرار گیرد، وضعیت فهرستهایی است که در حال حاضر آرایشان پایینتر از حدنصاب قرار دارند، اما تا این لحظه از رقابت کنار نکشیدهاند. در این زمینه، بیشترین فشار متوجه فهرست ملی-مذهبی است. چند فهرست حاشیهای، ازجمله حریدیها، یک فهرست ملی-مذهبی و لیست «وینتر» نیز وجود دارند که در معرض این فشارها قرار دارند و تلاش میشود آنها را به کنارهگیری از رقابت ترغیب کنند تا آرای جناح راست، بهاصطلاح، هدر نرود. این هم یکی از عوامل بسیار مهمی است که باید دید در سه روز باقیمانده چه سرنوشتی پیدا میکند.
مجیدی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره احتمال ائتلاف بنت و آیزنکوت برای شکست نتانیاهو گفت: روشن است که چهار ضلع بلوک تغییر، میثاقنامهای مشترک را امضا کردهاند و براساس آن، ائتلافی متشکل از جریان بنت و لاپید، ضلع دوم آیزنکوت، ضلع سوم یاییر گولان و ضلع چهارم لیبرمن دولت را تشکیل خواهند داد. این جریانها درنهایت در چارچوبی مشخص به توافق خواهند رسید، اما واقعیت آن است که آیزنکوت بهطور جدی خواهان تصدی مقام نخستوزیری است و در این زمینه نیز سرسختی خاصی از خود نشان میدهد.
با این حال، به نظر نمیرسد اختلاف بر سر نخستوزیری به فروپاشی ائتلاف تغییر منجر شود. دستکم باید احتمال وقوع چنین اتفاقی را پایین دانست؛ شاید نزدیک به ۲۰درصد یا حتی کمتر. به نظر میرسد طرفها درنهایت به توافق خواهند رسید، اما این توافق میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. به باور مجیدی برای مثال، ممکن است آیزنکوت به مقام نخستوزیری برسد یا طرفها بر سر تقسیم دوره نخستوزیری به توافق برسند؛ به این صورت که آیزنکوت یک سال، بنت یک سال و احتمالا لیبرمن نیز یک سال نخستوزیر باشند. البته هنوز مشخص نیست که توافق نهایی دقیقا به چه شکلی خواهد بود. حتی ممکن است لاپید یا یاییر گولان، که البته بعید است در این تقسیمبندی سهمی داشته باشد، اما درباره لاپید این احتمال وجود دارد که در این چرخش جای داشته باشد. در مجموع، این احتمال وجود دارد که طرفها برای تقسیم چهار سال دوره نخستوزیری میان خود به توافق برسند.
مجیدی در ادامه و درباره نقش احزاب کوچک در سرنوشت انتخابات بالاخص حضور حریدیها به «اعتماد» گفت: در بلوک حاکم، بنیامین نتانیاهو از کاریزمای سیاسی خاصی برخوردار است و با شیوه مدیریتی خود میتواند از این چالشها عبور کند. واقعیت این است که او توانایی عبور از چنین موانعی را دارد. در این میان، باید به نکته دیگری نیز توجه کرد؛ احزاب حریدی بیش از آنکه مستقیما به دنبال تصاحب وزارتخانهها و سهم مشخصی از کابینه باشند، بر کسب امتیازات سیاستی، ازجمله معافیت از خدمت نظامی، کمکهای مالی به مدارس و مواردی از این دست تمرکز دارند. از این منظر، لزوما تضادی میان مطالبات آنها و خواستههای دیگر اضلاع ائتلاف به وجود نمیآید، به ویژه اگر حزب وینتر نتواند حدنصاب لازم را کسب کند. حتی اگر این حزب نیز به کنست راه پیدا کند، درنهایت ممکن است در برابر سایر اضلاع ائتلاف تمکین کند.
به گفته این پژوهشگر مسائل منطقه، در مورد بنگویر و حزب «قدرت یهودی» نیز باید گفت که بنگویر شاید تنها چهرهای باشد که به طور قاطع و جدی در برابر نتانیاهو میایستد، اما تجربه نشان داده که او نیز درنهایت با نتانیاهو به توافق خواهد رسید، زیرا در عرصه سیاسی، مسیر دیگری برای ادامه فعالیت و پیشبرد اهداف خود، جز رسیدن به توافق با نتانیاهو، پیش روی خود نمیبیند.
این کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا در پاسخ به پرسشی پیرامون نقش احزاب عربی در تشکیل کابینه ائتلافی گفت: احزاب عربی اکنون متشکل از یک لیست رعم است و فهرست مشترک. لیست رعم کاملا آمادگی ائتلاف و حضور در دولت دارد و دغدغهها و مطالباتش صرفا ناظر به بهبود اوضاع زندگی عربهای سرزمین 1948 است و کاری با مسائل بزرگتر ندارد. فهرست مشترک عربی، مطالبات گستردهتری را مطرح میکند و آنها را به عنوان محور اصلی خواستههای خود و شروط پیوستن به دولت قرار میدهد؛ ازجمله برقراری صلحی فراگیر و عادلانه، حمایت صریح از راهکار دو دولتی و مواردی از این دست. واقعیت این است که جامعه اسراییل در شرایط کنونی پذیرش چنین مطالباتی را برنمیتابد. این مطالبات عمدتا در میان جامعه عربهای اسراییل و لایه کوچکی از چپگرایان اصیل و واقعا معتقد به آرمانهای چپ در جامعه اسراییل طرفدار دارد.
مجیدی در ادامه به «اعتماد» گفت: فهرست مشترک در این دوره راهبردی را مطرح کرده که میتوان آن را «شبکه امان» نامید. براساس این رویکرد، این فهرست اعلام میکند که صرفا برای کنار زدن نتانیاهو و نه فراتر از آن، حاضر است بهصورت صوری در ائتلافی مشارکت کند که هدف آن تغییر دولت نتانیاهو و تشکیل دولت ازسوی بلوک تغییر است. با این حال، این توافق ماهیتی حداقلی خواهد داشت. دولت باید هر سال بودجه خود را به پارلمان ارایه کند و فهرست مشترک نیز اعلام میکند که در رایگیریهای مربوط به بودجه، از دولت حمایت نخواهد کرد. در نتیجه، دولت تشکیل شده عمر کوتاهی خواهد داشت و درنهایت، انتخابات جدیدی برگزار میشود.
به باور مجیدی، منطق این راهبرد آن است که انتخابات بارها تکرار شود تا سرانجام جریانهای سیاسی اسراییل به این نتیجه برسند که چارهای جز پذیرش مطالبات عربها در زمینه صلح ندارند. این، به اختصار، ایدهای است که فهرست مشترک مطرح کرده است، اما واقعیت میدان سیاسی این است که احتمال زیادی وجود دارد بلوک تغییر نتواند حدنصاب لازم برای تشکیل دولت را به دست آورد. البته احتمال اندکی برای وقوع یک شگفتی انتخاباتی وجود دارد، اما شواهد نشان میدهد که این بلوک احتمالا به حدنصاب لازم دست پیدا نخواهد کرد.
این تحلیلگر مسائل منطقه در ادامه خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، دو گزینه اصلی پیش روی آن خواهد بود؛ یا جذب نمایندگانی از لیکود یا دستیابی به توافق با احزاب عربی. در داخل بلوک تغییر، موضع «لیبرمن» در این زمینه بسیار سختگیرانه است. او به طور جدی و مصرانه تاکید میکند که تحت هیچ شرایطی در این دوره با احزاب عربی وارد ائتلاف نخواهد شد. تصور من این است که لیبرمن در این موضع صادق است و پس از انتخابات نیز نظر خود را تغییر نخواهد داد.
آیزنکوت و بنت نیز مخالفتهایی را با چنین ائتلافی نشان دادهاند. آیزنکوت صریحا اعلام کرده است که نمیخواهد به احزاب عربی، ازجمله فهرست مشترک، امتیاز بدهد.
به گفته مجیدی، بنت نیز اساسا این گزینه را رد نمیکند و تجربه همکاری با احزاب عربی را تجربهای قابل دفاع میداند، اما معتقد است شرایط امروز اجازه چنین اقدامی را نمیدهد. از نگاه او، برای حفظ حداقلی از انسجام در دولت، نمیتوان در شرایط کنونی به چنین ائتلافی تن داد. با این حال، میتوان این احتمال را نیز درنظر گرفت که موضع بنت تا حدی انتخاباتی باشد و او پس از انتخابات انعطاف بیشتری نشان دهد. همچنین ممکن است آیزنکوت، در صورت نیاز واقعی به حمایت احزاب عربی برای تشکیل دولت، با این احزاب به توافق برسد. در این میان، مانع اصلی همچنان لیبرمن است، زیرا او تاکنون هیچ انعطافی در این زمینه نشان نداده و موضعی بسیار سرسختانه اتخاذ کرده است.
مجیدی تاکید کرد: من این موضع لیبرمن را واقعی میدانم و معتقدم پس از انتخابات نیز مسالهای جدی باقی خواهد ماند. بنابراین، نمیتوان فرض کرد که او پس از انتخابات بهراحتی پشت میز مذاکره با منصور عباس بنشیند و با او به توافق برسد. در نتیجه، سناریوی
پیش رو این است که بلوک تغییر یا بتواند نمایندگانی از لیکود و جریان نتانیاهو را جذب کند یا، در مرتبه بعد، به سمت توافقی با فهرست مشترک عربی برود؛ توافقی که لزوما به معنای پیوستن این فهرست به دولت نباشد و صرفا زمینه برگزاری انتخابات مجدد را فراهم کند.
این پژوهشگر مسائل منطقه در ادامه یادآور شد: در سناریوی دوم، ممکن است فهرست مشترک وارد ائتلاف دولت نشود و تنها بر سر توافقی محدود برای تغییر دولت و برگزاری مجدد انتخابات به تفاهم برسد. به این ترتیب، در یک رایگیری اولیه، دولت نتانیاهو کنار گذاشته میشود، اما طرفها بلافاصله بر سر برگزاری انتخابات جدید توافق میکنند. در واقع، تفاوت این سناریو با وضعیت فعلی آن است که دولت تغییر میکند، اما این تغییر به تشکیل دولتی باثبات و بلندمدت منجر نخواهد شد.
مجیدی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره سناریوهای احتمالی حاصل از انتخابات اسراییل گفت: به باور من هیچیک از دو اردوگاه به ۶۰ کرسی دست پیدا نخواهند کرد. آرای عربها نیز در این دوره قابلتوجه خواهد بود. تصور میکنم فهرست مشترک عربها دستکم ۸ کرسی و احتمالا ۹ کرسی به دست بیاورد. البته ممکن است تحولات بهگونهای پیش برود که این فهرست حتی به ۱۰ کرسی نیز برسد. در حال حاضر نیز تخریب فهرست مشترک ازسوی برخی رقبا ازجمله «رعم» آغاز شده و تلاشهایی برای افزایش فشار بر آن صورت میگیرد، اما با وجود این، برآورد من این است که این فهرست حدود پنج کرسی، با احتمال تغییر یک کرسی به بالا یا پایین، به دست بیاورد.
در مجموع، میتوان گفت عربها حدود ۱۴ تا ۱۵ کرسی و حتی در سناریوی خوشبینانه، ۱۶ کرسی را به دست خواهند آورد. این وضعیت موجب میشود هیچیک از دو اردوگاه اصلی نتوانند به عدد ۶۰ کرسی دست پیدا کنند. به باور مجیدی:« با این حال، تصور من این است که اردوگاه «تغییر» یا اپوزیسیون، آرای بیشتری از اردوگاه دولت یا جریان حاکم به دست خواهد آورد. درنهایت، باید دید تعداد کرسیهای عربها چقدر خواهد بود و این فاصله میان دو اردوگاه چگونه پر میشود، اما پرسش این است که پس از انتخابات چه سناریوهایی ممکن است رخ دهد؟ سناریوی ایدهآل برای «آویگدور لیبرمن» که در عین حال از قابلیت تحقق نیز برخوردار است، این است که بلوک تغییر حدود ۵۶ تا ۵۷ کرسی به دست بیاورد و بتواند پس از انتخابات، با جذب نمایندگانی از «لیکود» تعداد کرسیهای خود را به ۶۰ یا بیش از آن برساند و اکثریت لازم برای تشکیل دولت را کسب کند.»
این تحلیلگر ارشد مسائل غرب آسیا در ادامه با اشاره به انتخابات 2021 یادآور شد: در سال ۲۰۲۱ ائتلاف نفتالی بنت و یاییر لاپید، روی کاغذ ۶۲ کرسی به دست آورد. پس از آن، با پیوستن منصور عباس به ائتلاف، این اکثریت شکل گرفت. البته با خروج اعتراضآمیز «امیخای چیکلی» تعداد کرسیهای ائتلاف به ۶۱ رسید و در ادامه با جدا شدن «مئیر اورباخ» دولت سقوط کرد. این سابقه نشان میدهد که جدایی نمایندگان از ائتلاف و تغییر آرایش سیاسی پس از انتخابات امکانپذیر است، به ویژه آنکه «گیدعون ساعر» به لیکود بازگشته و اکنون یکی از اضلاع این حزب به شمار میرود. همین مساله این امید را در میان چهرههایی مانند لیبرمن ایجاد کرده که بتوانند پس از انتخابات، دوباره ساعر و همراهانش را جذب کنند و به این ترتیب، به حدنصاب ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت برسند. این سناریو در شرایطی که بلوک تغییر حدود ۵۶ تا ۵۷ کرسی و بلوک دولت حدود ۵۰تا ۵۱ کرسی به دست بیاورد، میتواند محتمل باشد. با این حال، تحقق آن مستلزم آن است که آرای عربها در سطح نسبتا پایینی باقی بماند.
مجیدی در ادامه خاطرنشان کرد: سناریوی دوم این است که مشارکت و آرای عربها بالا باشد، اما بلوک دولت نیز کمتر از ۵۰ کرسی به دست بیاورد. در چنین شرایطی، در جریان راست و در بلوک تغییر، بهویژه در میان چهرههایی مانند لیبرمن و تاحدی «آیزنکوت» این امید وجود دارد که بتوانند بخشی از نمایندگان بلوک حاکم را جذب کنند. با این حال، این سناریو نیز با موانع و ابهاماتی روبهرو است و نمیتوان تحقق آن را قطعی دانست.
این پژوهشگر مسائل منطقه در ادامه و با اشاره به سناریوی سوم به «اعتماد» گفت: پیوستن حزب «رعم» به بلوک تغییر است؛ به این معنا که احزاب عربی دیگر وارد دولت نشوند، اما رعم به ائتلاف تغییر بپیوندد و این ائتلاف بتواند به ۶۱ کرسی برسد. آخرین نظرسنجی شبکه ۱۳ اسراییل چنین امکانی را پیش روی این جریان قرار داده، اما واقعیت این است که این سناریو چندان قدرتمند نیست. دلیل اصلی آن نیز موضع صریح لیبرمن است که بارها تاکید کرده به هیچ وجه ائتلاف با احزاب عربی را نمیپذیرد. بنابراین، تحقق چنین سناریویی با موانع سیاسی جدی روبهرو خواهد بود.
مجیدی در ادامه این گفتوگو تاکید کرد: سناریوی چهارم، به راهبردی مربوط میشود که پیشتر درباره فهرست مشترک عربی و تشکیل شبکه امان توضیح دادم؛ راهبردی که براساس آن، این فهرست وارد دولت نمیشود و عضوی از ائتلاف نیز نخواهد بود، اما در مقطعی مشخص به سقوط دولت نتانیاهو کمک میکند.
در چنین شرایطی، فهرست مشترک میتواند اعلام کند که در سال نخست، شبکه امان را تشکیل میدهد تا نتانیاهو کنار رود و اسموتریچ و بن گویر از وزارت کنار میروند و بعد از آن دیگر چک سفید به ائتلاف حاکم نخواهند داد. صرفا بار اول برای کنار رفتن نتانیاهو رای میدهند عضو ائتلاف نیز نخواهند شد و عملکرد دولت را در جریان بررسی بودجه ارزیابی خواهد کرد و اگر از عملکرد آن رضایت نداشته باشد، در رایگیریهای مربوط به بودجه سالانه به دولت رای نخواهد داد؛ اقدامی که میتواند زمینهساز برگزاری انتخابات مجدد شود.
به باور این کارشناس مسائل منطقه در این سناریو، تفاوت اصلی آن است که «بنگویر» و چهرههای همسو با او وزیر نخواهند شد و نتانیاهو نیز از مقام نخستوزیری کنار خواهد رفت. در واقع، هدف آن است که با حمایت محدود و مشروط، دولت فعلی کنار گذاشته شود، بیآنکه فهرست مشترک عربی به عضویت ائتلاف حاکم درآید.
مجیدی در ادامه تاکید کرد: البته این سناریو نیز با انتقادهایی روبهرو است. منتقدان معتقدند اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ممکن است در انتخابات بعدی، سناریوی تشکیل یک دولت حداقلی تکرار شود و نتانیاهو یا جریان اپوزیسیون در موقعیت قویتری قرار بگیرند و آرای بیشتری به دست آورند. با این حال، در این زمینه پیشنهادهایی نیز مطرح شده است؛ ازجمله استفاده از پرونده قضایی نتانیاهو یا تصویب قوانینی برای محدود کردن امکان تصدی مکرر مقام نخستوزیری. البته تحقق چنین تغییراتی قطعی نیست و در مجموع، این سناریوها همچنان در حد گزینههای مطرح باقی میمانند. در کنار این چهار سناریو، یک احتمال دیگر نیز مطرح است؛ اینکه نتانیاهو پس از انتخابات با «گادی آیزنکوت» وارد ائتلاف شود. این گزینه در فضای سیاسی اسراییل با عنوان «دولت بزرگ صهیونیستی» شناخته میشود؛ ایدهای که پیشتر «بنی گانتس» نیز آن را مطرح کرده بود.
مجیدی در پایان خاطرنشان کرد: براساس این سناریو، نتانیاهو احزاب حریدی را کنار میگذارد و بلوک تغییر نیز طبیعتا به سمت ائتلاف با احزاب عربی نمیرود. درنتیجه، دولتی با مشارکت گستردهتر نیروهای صهیونیستی شکل میگیرد. این سناریو نیز در محافل سیاسی مطرح است، اما من احتمال تحقق آن را بسیار پایین میدانم. تجربه بنی گانتس همچنان پیش چشم «آیزنکوت» قرار دارد و بعید است او بخواهد تجربه گانتس را تکرار کند.
دیدگاه تان را بنویسید