تاثیر تنشها در تنگههرمز بر تامین انرژی اروپا / اروپاییها امسال باید منتظر زمستان سخت باشند؟
تنگه هرمز بیشتر با نفت خام و فرآوردههای نفتی شناخته میشود؛ اما تحولات اخیر نشان داده است که اهمیت این آبراه برای بازار LNG نیز بسیار بالاست. اختلال در مسیرهای کشتیرانی مرتبط با تنگه هرمز و جنگ امریکا و ایران، جریان انرژی از خلیجفارس را تحتفشار قرار داده و بازار جهانی LNG را با یک شوک عرضه مواجه کرده است.
فرشید فرحناکیان-اروپا به زمستانی نزدیک میشود که در آن نهتنها ذخایر گازش پایین است، بلکه برای پر کردن مخازن خود باید با آسیا در یکی از رقابتیترین بازارهای انرژی سالهای اخیر بجنگد. اروپا در آستانه زمستانی قرار گرفته که ممکن است از یکجهت با بحران انرژی سالهای گذشته متفاوت باشد: اینبار مساله فقط «کمبود گاز» نیست؛ مساله، کاهش حاشیه امنیت انرژی در شرایطی است که بازار جهانی گاز طبیعی مایعشده (LNG) بهشدت رقابتی شده است.
به گزارش اعتماد، ذخایر گاز اروپا در حال حاضر حدود ۵۴ درصد پر است؛ دومین سطح پایین برای این مقطع از سال طی ۱۵ سال گذشته و بهمراتب پایینتر از میانگین پنجساله. مدیرعامل Equinor؛ آندرس اوپدال، هشدار داده که اروپا احتمالا حتی پیش از زمستان نیز نمیتواند ذخایر خود را به ۸۰ درصد برساند. در آغاز فصل تزریق تابستانی، ذخایر اروپا تنها ۲۸درصد بود، زیرا زمستان سرد گذشته بخش قابلتوجهی از ذخایر را مصرف کرده بود. اروپا اکنون با یک مشکل مضاعف مواجه است: ذخایر پایین بهعلاوه دشواری تامین LNG جدید. اختلال در مسیرهای کشتیرانی مرتبط با تنگه هرمز باعث شده خریداران آسیایی برای تامین LNG بیشتر وارد بازار شوند و محمولههای تکمحمولهای (Spot Cargoes) را با قیمتهای بالاتری خریداری کنند. نروژ اکنون تقریبا یکسوم واردات گاز اروپا را تامین میکند و بنابراین Equinor دید نسبتا دقیقی از وضعیت عرضه زمستانی اروپا دارد. حدود ۳۰ درصد واردات گاز اروپا را LNG تشکیل میدهد؛ بنابراین هرگونه رقابت اروپا با آسیا بر سر LNG مستقیما بر توانایی اروپا برای پر کردن ذخایر تاثیر میگذارد. در آسیا نیز تقاضا در حال افزایش است: قیمت برق عمدهفروشی ژاپن به بالاترین سطح سهونیم سال اخیر رسیده؛ پاکستان برای محمولههای LNG در بازار نقدی قیمتهای بیسابقهای میپردازد؛ هند قراردادهای بلندمدت LNG بیشتری منعقد میکند. برآورد Kpler نشان میدهد واردات LNG آسیا در ماه جولای به بالاترین سطح ششماه اخیر میرسد؛ درحالی که واردات LNG اروپا احتمالا به پایینترین سطح از سپتامبر ۲۰۲۴ کاهش مییابد. درنتیجه، بخشی از محمولههای LNG امریکا که معمولا به اروپا میرفتند، اکنون به سمت آسیا تغییر مسیر میدهند، زیرا خریداران آسیایی حاضرند قیمت بیشتری بپردازند.
پایان عصر گاز ارزان
پس از آغاز جنگ اوکراین، اروپا بهتدریج وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش داد و LNG را به یکی از ستونهای اصلی امنیت انرژی خود تبدیل کرد. این تغییر استراتژیک در ابتدا موفقیتآمیز به نظر میرسید. اروپا توانست با توسعه پایانههای واردات LNG، انعقاد قراردادهای جدید و جذب محمولههای امریکا، قطر و سایر صادرکنندگان، بخشی از خلأ ناشی از کاهش گاز روسیه را پر کند. یک واقعیت مهم اما در این میان نادیده گرفته شد: LNG برخلاف گاز خط لولهای، یک بازار جهانیتر و سیالتر است. یک محموله LNG میتواند مقصد خود را تغییر دهد. اگر قیمت در آسیا بالاتر باشد، کشتی حامل LNG میتواند بهجای اروپا راهی ژاپن، چین، هند یا سایر بازارهای آسیایی شود. به همین دلیل، امنیت انرژی اروپا اکنون تا حدی به یک متغیر ساده، اما بیرحم وابسته شده است: چه کسی حاضر است بیشتر پول بدهد؟ این منطق بازار، در شرایط عادی مزیت محسوب میشود؛ اما در زمان بحران میتواند به نقطهضعف تبدیل شود. اگر آسیا حاضر باشد برای جذب LNG قیمت بیشتری بپردازد، اروپا باید یا قیمت بالاتری پیشنهاد کند یا با کاهش جریان محمولهها مواجه شود؛ بنابراین، امنیت انرژی دیگر فقط به ظرفیت ذخیرهسازی وابسته نیست، بلکه به قدرت خرید، قراردادهای بلندمدت و موقعیت ژئوپلیتیکی کشورها نیز وابسته شده است.
هرمز و بحران جدید
در نگاه نخست، تنگه هرمز بیشتر با نفت خام و فرآوردههای نفتی شناخته میشود؛ اما تحولات اخیر نشان داده است که اهمیت این آبراه برای بازار LNG نیز بسیار بالاست. اختلال در مسیرهای کشتیرانی مرتبط با تنگه هرمز و جنگ امریکا و ایران، جریان انرژی از خلیجفارس را تحتفشار قرار داده و بازار جهانی LNG را با یک شوک عرضه مواجه کرده است. این اتفاق یک زنجیره اثرگذاری ایجاد کرده است: اختلال در هرمز؛ کاهش عرضه LNG از منطقه خلیجفارس؛ افزایش رقابت برای محمولههای موجود؛ افزایش قیمت در آسیا؛ تغییر مسیر محمولههای LNG و دشوارتر شدن پر کردن ذخایر اروپا. در این شرایط، اروپا حتی اگر بتواند در بازار جهانی LNG محموله خریداری کند، الزاما نمیتواند با قیمتهای رقبای آسیایی رقابت کند. گزارش European Union’s energy regulator ACER نیز نشان داده است که بحران هرمز مستقیما بر بازار گاز اروپا اثر گذاشته و افزایش «صرف آسیا» یا Asian Premium جذب محمولههای کوتاهمدت LNG برای اروپا را دشوارتر کرده است؛ بنابراین هرمز اکنون فقط یک گلوگاه نفتی (Oil Chokepoint) نیست، بلکه به یک گلوگاه گاز طبیعی مایع (LNG Chokepoint) نیز تبدیلشده است و این تغییر بسیار مهم است، زیرا هرچه وابستگی اروپا به LNG افزایش یابد، اهمیت مسیرهای دریایی، پایانههای LNG و امنیت کشتیرانی نیز افزایش خواهد یافت.
جنگ آسیا برای محمولههای LNG
اروپا در این بحران یک رقیب قدرتمند دارد: آسیا. ژاپن با افزایش قیمت برق عمدهفروشی مواجه شده است. پاکستان برای خرید محمولههای LNG در بازار نقدی، قیمتهای بیسابقهای میپردازد. هند نیز به سمت قراردادهای بلندمدت بیشتر برای تضمین عرضه LNG حرکت کرده است. در چین نیز تقاضا برای LNG در حال تقویت است. برآورد شرکت داده و تحلیل بازار Kpler نشان میدهد واردات LNG آسیا در ماه جولای به بالاترین سطح ششماهه میرسد؛ درحالی که واردات LNG اروپا احتمالا به پایینترین سطح از سپتامبر ۲۰۲۴ کاهش خواهد یافت. این تحول یک پیام روشن دارد: بازار LNG در حال چرخش به سمت آسیاست. محمولههایی که در شرایط عادی میتوانستند به اروپا بروند، اکنون در حال تغییر مسیر هستند، زیرا خریداران آسیایی حاضرند برای تامین امنیت انرژی خود هزینه بیشتری پرداخت کنند. درواقع، اروپا اکنون با پارادوکس بزرگی روبهرو است. از یکسو، برای عبور از زمستان به گاز بیشتری نیاز دارد؛ از سوی دیگر، برای خرید این گاز باید وارد رقابت با کشورهایی شود که خودشان نیز با بحران انرژی، رشد تقاضا یا نگرانیهای امنیتی مواجهند. این وضعیت میتواند مفهوم جدیدی را به بازار انرژی تحمیل کند: جنگ برای محمولههای LNG (The Battle for LNG Cargoes) . در این جنگ، قراردادهای بلندمدت، ظرفیت ذخیرهسازی، پایانههای وارداتی و حتی قدرت مالی کشورها به سلاح تبدیل میشوند.
خطر اصلی نبودن حاشیه امنیت
شاید بزرگترین سوءبرداشت درباره وضعیت اروپا این باشد که تصور کنیم اگر ذخایر به ۸۰ درصد نرسد، الزاما اروپا با کمبود فیزیکی گاز مواجه خواهد شد. مساله پیچیدهتر است. ذخایر پایین به معنای کاهش حاشیه امنیت (Buffer) است. اروپا ممکن است در یک زمستان عادی بتواند بدون مشکل جدی نیاز خود را تامین کند؛ اما اگر همزمان چند اتفاق رخ دهد چه؟ یک زمستان سردتر از معمول؛ کاهش تولید برق هستهای؛ افت تولید برقآبی؛ کاهش تولید برق بادی؛ اختلال در وارداتLNG یا افزایش ناگهانی تقاضای آسیا. هرکدام از این عوامل بهتنهایی قابل مدیریت است؛ اما ترکیب یک یا چندتا از آنها میتواند بازار را به سرعت از تعادل خارج کند. در چنین شرایطی، ذخایر پایین مانند یک «ضریب شکنندگی» عمل میکنند. به همین دلیل است که نگرانی اصلی بازار نه لزوما کمبود فوری، بلکه افزایش نوسان قیمت (Price Volatility) است. گزارشهای اخیر نشان میدهد قیمت گاز اروپا نیز همین ریسک را منعکس کرده است. قیمت شاخص هلندی TTF اخیرا جهش قابل توجهی داشته و نگرانی درباره ذخایر زمستانی، رقابت با آسیا و اختلالات مرتبط با هرمز را در خود منعکس کرده است؛ بنابراین حتی اگر اروپا بتواند زمستان را بدون سهمیهبندی یا خاموشی گسترده پشت سر بگذارد، ممکن است مجبور شود این کار را با پرداخت هزینه بسیار بالاتر انجام دهد و این همانجایی است که بحران انرژی به بحران اقتصادی تبدیل میشود.
قربانی جدید
اروپا پس از بحران گاز روسیه تلاش کرد وابستگی خود را به یک تامینکننده خاص کاهش دهد. نتیجه ناخواسته این سیاست اما آن بوده که اکنون بخشی از امنیت انرژی اروپا به بازار جهانی LNG و رقابت قیمت وابسته شده است. در این مدل، اروپا دیگر صرفا با روسیه رقابت نمیکند، بلکه با ژاپن، چین، هند، پاکستان و سایر خریداران آسیایی نیز رقابت میکند. این رقابت میتواند پیامدهای مهمی برای صنعت اروپا داشته باشد. گاز طبیعی فقط برای گرمایش خانهها استفاده نمیشود. این سوخت در تولید برق و صنایع شیمیایی، پتروشیمی، فولاد، شیشه، سیمان و کودهای شیمیایی نقش دارد؛ بنابراین افزایش قیمت گاز میتواند از بازار انرژی بهکل اقتصاد منتقل شود. گاز گرانتر؛ برق گرانتر؛ هزینه تولید بالاتر؛ کاهش رقابتپذیری صنعتی؛ افزایش تورم و فشار بر خانوارها را به همراه خواهد داشت. بهاینترتیب، مساله ذخایر گاز اروپا میتواند به یک مساله رقابتپذیری صنعتی تبدیل شود. اروپا در سالهای اخیر همزمان با چالشهایی مانند هزینه بالای انرژی، رقابت صنعتی چین و سیاستهای حمایتی امریکا مواجه بوده است. اگر زمستان پیش رو با یک شوک جدید گازی همراه شود، فشار بر صنایع انرژیبر اروپا میتواند افزایش یابد. در این صورت، بحران LNG فقط یک بحران انرژی نخواهد بود، بلکه میتواند به یک شوک ژئواکونومیک تبدیل شود.
امریکا؛ برنده ناخواسته بحران LNG
یکی از پیامدهای جالب این وضعیت، تقویت موقعیت امریکا در بازار جهانی انرژی است. امریکا در سالهای اخیر به یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان تبدیل شده و ظرفیت صادراتی آن در حال افزایش است؛ اما حتی امریکا نیز با یک محدودیت مواجه است: ظرفیت صادرات LNG نمیتواند در کوتاهمدت بهاندازه تقاضای جهانی افزایش یابد. درنتیجه، افزایش تقاضای اروپا و آسیا میتواند قیمت جهانی LNG را بالا ببرد، حتی اگر تولید امریکا افزایش یابد. درعینحال، تولیدکنندگان امریکایی از افزایش قیمت جهانی LNG منتفع میشوند و شرکتهای انرژی این کشور میتوانند قراردادهای بلندمدت بیشتری با خریداران آسیایی و اروپایی منعقد کنند. از این منظر، بحران هرمز و رقابت اروپا و آسیا برای LNG میتواند یک پیامد ژئوپلیتیکی مهم داشته باشد: وابستگی اروپا به روسیه کاهش یافته؛ اما وابستگی آن به بازار جهانی LNG و صادرکنندگان دریایی افزایشیافته است. این الزاما به معنای وابستگی جدید به امریکا نیست؛ اما وزن ژئوپلیتیکی امریکا در امنیت انرژی اروپا را افزایش میدهد.
آغاز زمستان اروپا از تابستان
مهمترین نکته درباره بحران کنونی این است که اروپا هنوز وارد زمستان نشده است. بحران واقعی ممکن است نه در ماههای سرد، بلکه همین حالا در فصل تابستان شکل بگیرد، زیرا تابستان فصل تزریق ذخایر است. هر محموله LNG که امروز وارد اروپا نمیشود، میتواند به معنای یک واحد ذخیره کمتر در آغاز زمستان باشد. به همین دلیل، زمان اهمیت حیاتی دارد. اگر اروپا نتواند در ماههای باقیمانده ذخایر خود را به سطح مطلوب برساند، بازار زمستانی با یک نقطه شروع ضعیف مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، یک زمستان سرد میتواند بازار را به سرعت تحتفشار قرار دهد؛ اما یک زمستان معمولی نیز حتی ممکن است با قیمتهای بالاتر همراه باشد، زیرا بازار میداند که حاشیه امنیت اروپا محدود است. این همان چیزی است که میتوان آن را «حق بیمه ریسک زمستانی» نامید. بازار قبل از آنکه کمبود واقعی رخ دهد، قیمت ریسک کمبود را وارد معاملات میکند.
دیدگاه تان را بنویسید