تکرار تاریخ توسعه؛ تلاشهای ستار هاشمی برای گسترش دسترسی به اینترنت
هشتاد و هشت روز پس از آغاز محدودیتهای گسترده اینترنت بینالملل، نشانههای بازگشت تدریجی دسترسی کاربران به پلتفرمها و سرویسهای جهانی بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است؛ اتفاقی که اگرچه هنوز تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله دارد، اما برای بسیاری از فعالان اقتصادی و کاربران عادی، نتیجه ماهها پیگیری و ایستادگی در برابر جریانهایی است که همچنان اینترنت را نه یک زیرساخت توسعه، بلکه یک تهدید میبینند.
هشتاد و هشت روز پس از آغاز محدودیتهای گسترده اینترنت بینالملل، نشانههای بازگشت تدریجی دسترسی کاربران به پلتفرمها و سرویسهای جهانی بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است؛ اتفاقی که اگرچه هنوز تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله دارد، اما برای بسیاری از فعالان اقتصادی و کاربران عادی، نتیجه ماهها پیگیری و ایستادگی در برابر جریانهایی است که همچنان اینترنت را نه یک زیرساخت توسعه، بلکه یک تهدید میبینند. بازگشت اینترنت بینالملل پس از ۸۸ روز محدودیت، صرفاا یک تصمیم فنی یا اجرایی نبود؛ این اتفاق را باید حاصل جدالی طولانی در عرصه سیاستگذاری دانست؛ جدالی میان دو نگاه متفاوت به آینده کشور. یک نگاه که توسعه اقتصاد دیجیتال، ارتباط با جهان و دسترسی آزاد به اطلاعات را لازمه پیشرفت میداند و نگاهی دیگر که همچنان با تردید و بدبینی به فناوریهای ارتباطی مینگرد. در چنین شرایطی، نقش وزارت ارتباطات و شخص ستار هاشمی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. وزیری که از نخستین روزهای حضورش در این مسئولیت، توسعه اقتصاد دیجیتال و بهبود کیفیت دسترسی به اینترنت را به یکی از محورهای اصلی برنامههای خود تبدیل کرد و در ماههای اخیر نیز بارها بر ضرورت رفع محدودیتهای غیرضروری و توجه به مطالبات کاربران تاکید داشت.
واقعیت این است که اینترنت در سال ۱۴۰۵ دیگر یک ابزار لوکس یا صرفا وسیلهای برای سرگرمی نیست. هزاران کسبوکار، میلیونها شاغل و بخش قابلتوجهی از اقتصاد کشور به آن وابستهاند. هر ساعت اختلال یا محدودیت در دسترسی به اینترنت بینالملل میتواند هزینههای قابلتوجهی به فعالان اقتصادی تحمیل کند و فرصتهای فراوانی را از بین ببرد. به همین دلیل، پیگیری برای بازگرداندن دسترسی کاربران به سرویسهای جهانی را نمیتوان اقدامی حاشیهای یا کماهمیت دانست. شاید امروز برخی بگویند آنچه اتفاق افتاده هنوز با انتظارات عمومی فاصله دارد و هنوز بسیاری از محدودیتها پابرجاست. این گزاره تا حد زیادی درست است. اما در سیاست، بهویژه در حوزهای که تصمیمگیری درباره آن میان نهادهای مختلف توزیع شده، تغییرات معمولا یکشبه رخ نمیدهد. گاهی حتی برای رسیدن به بدیهیترین مطالبات عمومی نیز باید از موانع متعدد عبور کرد. در همین چارچوب است که تلاشهای صورتگرفته برای بازگشت اینترنت اهمیت پیدا میکند. اهمیت ماجرا تنها در نتیجه نهایی نیست، بلکه در این واقعیت نهفته است که در ساختار تصمیمگیری کشور هنوز افرادی وجود دارند که توسعه را از دریچه محدودسازی نمیبینند و حاضرند برای دفاع از منافع کاربران و اقتصاد دیجیتال هزینه بدهند.
شباهت این وضعیت با برخی مناقشات توسعهای دهههای گذشته قابلتامل است. روزگاری برای ساخت مترو در تهران نیز مخالفانی وجود داشتند که آن را ضرورتی برای زندگی شهری نمیدانستند. امروز کمتر کسی میتواند نقش مترو در زندگی میلیونها شهروند را انکار کند. اینترنت نیز در جهان امروز جایگاهی مشابه یافته است؛ زیرساختی که نبود آن بیش از همه به شهروندان و فعالان اقتصادی آسیب میزند. از این منظر، بازگشت اینترنت پس از ۸۸ روز را میتوان بیش از یک اتفاق اجرایی، نشانهای از غلبه نسبی نگاه توسعهمحور بر رویکردهای محدودکننده دانست. البته این مسیر هنوز به پایان نرسیده است. کاربران انتظار دارند کیفیت دسترسی بهبود یابد، محدودیتهای باقیمانده کاهش پیدا کند و اینترنت به عنوان یک زیرساخت حیاتی، از کشمکشهای سیاسی و سلیقهای فاصله بگیرد.
با این حال، انصاف حکم میکند که در میان حجم گسترده انتقادها، موفقیتها نیز دیده شوند. اگر بازگشت اینترنت را یک مطالبه عمومی بدانیم، کسانی که برای تحقق آن تلاش کردهاند نیز شایسته قدردانی هستند. ستار هاشمی و تیم وزارت ارتباطات در ماههای اخیر نشان دادند که میتوان در چارچوب امکانات موجود برای گسترش دسترسی کاربران به اینترنت تلاش کرد و در برابر فشارهای مخالفان توسعه ایستاد. شاید این پایان راه نباشد، اما بیتردید یکی از مهمترین گامها در مسیری است که مقصد نهایی آن، اینترنتی در شان مردم ایران و متناسب با نیازهای اقتصاد دیجیتال کشور خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید