یک هشدار مهم: اگر اصلاحات داخلی انجام نشود حتی با توافق هم اقتصاد کشور دوباره با نوسانات مواجه میشود
یک اقتصاددان نوشت: اگر اصلاحات داخلی انجام نشود، حتی توافقهای احتمالی نیز اثرات کوتاهمدت خواهند داشت و اقتصاد دوباره با نوسانات مشابه مواجه میشود.
مصطفی شریف در یادداشتی با عنوان «کاهش ریسک یا تکرار انتظارات کوتاهمدت؟» در روزنامه اعتماد نوشت: اهمیت مذاکرات ایران و امریکا تنها به رابطه سیاسی دو کشور محدود نمیشود و ابعاد گستردهتری در سطح جهانی، منطقهای و داخلی دارد. تحلیل واقعبینانه نشان میدهد مذاکرات نه یک معجزه اقتصادی محسوب میشود و نه یک عامل بیاثر؛ بلکه ابزاری است که در صورت مدیریت صحیح میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد و مسیر تعاملات اقتصادی را هموارتر کند. در عین حال، اتکای بیش از حد به نتایج مذاکرات بدون اصلاحات داخلی میتواند انتظارات ناپایدار و نوسانات اقتصادی را تشدید کند.
در سطح جهانی، هر تحول در مذاکرات میتواند پیامهایی به شرکای تجاری و بازیگران اقتصادی بینالمللی ارسال کند. اقتصاد ایران به دلیل تعامل با کشورهای مختلف به ویژه در آسیا، از سیگنالهای سیاسی و دیپلماتیک تاثیر میپذیرد. زمانی که فضای مذاکرات مثبت ارزیابی میشود، ریسک همکاری اقتصادی با ایران کاهش مییابد و امکان تعامل مالی و تجاری افزایش پیدا میکند.
شرکتها و سرمایهگذاران خارجی نیز با احتیاط کمتر به بررسی فرصتهای اقتصادی میپردازند. در مقابل، هرگونه تنش یا بنبست در مذاکرات میتواند سطح نااطمینانی را افزایش دهد و روند همکاریهای اقتصادی را کندتر کند. بنابراین اثر اصلی مذاکرات در سطح جهانی، مدیریت ریسک و شکلدهی انتظارات است، نه ایجاد تحول فوری در شاخصهای اقتصادی.در بعد منطقهای، مذاکرات میتواند زمینهساز تقویت روابط اقتصادی با کشورهای همسایه باشد. ایران با حدود پانزده کشور مرز مشترک دارد و ظرفیت بالایی برای توسعه تجارت منطقهای در اختیار دارد. بسیاری از کشورهای همسایه به محصولات صنعتی، کشاورزی و خدمات فنی ایران نیاز دارند و در مقابل، کالاها و فناوریهایی را عرضه میکنند که برای اقتصاد ایران ضروری است. بهبود فضای سیاسی و کاهش فشارهای بینالمللی میتواند هزینه مبادلات تجاری را کاهش دهد و مسیر صادرات و واردات را تسهیل کند.
همچنین همکاریهای منطقهای در حوزه انرژی، حملونقل و سرمایهگذاری مشترک میتواند تقویت شود. با این حال، اگر فضای مذاکرات مبهم باقی بماند، برخی کشورهای منطقه ترجیح میدهند با احتیاط بیشتری همکاری اقتصادی را پیش ببرند و همین موضوع باعث از دست رفتن بخشی از فرصتهای منطقهای میشود.در سطح داخلی، تاثیر روانی مذاکرات بر رفتار اقتصادی جامعه بسیار قابل توجه است. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد بازار ارز، طلا و حتی بازارهای مصرفی به سرعت به اخبار مذاکرات واکنش نشان میدهند.
انتشار یک خبر مثبت میتواند باعث کاهش انتظارات تورمی و افزایش امید در میان فعالان اقتصادی شود، در حالی که اخبار منفی یا مبهم میتواند نااطمینانی و نوسانات قیمتی را افزایش دهد. این وضعیت نشان میدهد اقتصاد ایران تا حدی به اخبار خارجی وابسته شده و همین موضوع ضرورت تقویت بنیانهای داخلی اقتصاد را دوچندان میکند. اقتصادی که بر تولید رقابتپذیر، سیاستهای باثبات و مدیریت کارآمد متکی باشد، کمتر تحت تاثیر هیجانات کوتاهمدت قرار میگیرد. نکته مهم این است که مذاکرات به تنهایی نمیتواند مشکلات ساختاری اقتصاد را حل کند. مسائلی مانند تورم مزمن، کسری بودجه، ناکارآمدی برخی نظامهای مدیریتی و ضعف در فضای کسبوکار نیازمند اصلاحات داخلی است. مذاکرات میتواند فرصتهایی برای کاهش فشارها و گسترش همکاریهای اقتصادی فراهم کند، اما بهرهبرداری از این فرصتها تنها در صورتی ممکن است که سیاستگذاری داخلی همزمان اصلاح شود. اگر اصلاحات داخلی انجام نشود، حتی توافقهای احتمالی نیز اثرات کوتاهمدت خواهند داشت و اقتصاد دوباره با نوسانات مشابه مواجه میشود. از منظر میانمدت و بلندمدت، مذاکرات زمانی اثر مثبت پایدار دارد که به افزایش اعتماد فعالان اقتصادی منجر شود. کاهش ریسک سیاسی، تسهیل دسترسی به بازارهای جهانی، بهبود همکاریهای مالی و افزایش صادرات از جمله پیامدهای مثبت احتمالی است. در چنین شرایطی، بخش خصوصی میتواند با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری کند و تولیدکنندگان امکان برنامهریزی بلندمدتتری خواهند داشت. همچنین روابط منطقهای تقویت میشود و ایران میتواند جایگاه خود را در زنجیرههای تجاری منطقهای و جهانی ارتقا دهد.با این حال، باید توجه داشت که مذاکرات معمولا فرآیندی پیچیده و زمانبر است و طرفهای مختلف اهداف متفاوتی را دنبال میکنند. در بسیاری از موارد، مذاکرات بیشتر به مدیریت تنش و خرید زمان منجر میشود تا دستیابی سریع به توافق جامع. بنابراین پیشبینی نتیجه قطعی مذاکرات دشوار است و تصمیمگیری اقتصادی نباید صرفا بر مبنای امید به نتایج آن صورت گیرد. تجربه نشان میدهد اقتصادهایی که تنها به تحولات خارجی تکیه میکنند، در برابر شوکهای سیاسی آسیبپذیرتر هستند. در نهایت اینکه مذاکرات ایران و امریکا یک فرصت بالقوه برای کاهش ریسک اقتصادی و تقویت تعاملات منطقهای و جهانی است، اما موفقیت اقتصادی کشور بیش از هر چیز به توان داخلی، اصلاحات ساختاری و مدیریت اقتصادی وابسته است. اگر سیاستگذاران بتوانند از فضای مذاکرات برای بهبود روابط اقتصادی و همزمان تقویت بنیانهای داخلی استفاده کنند، اقتصاد میتواند از فرصتهای جدید بهرهمند شود و مسیر رشد پایدار را دنبال کند. در غیر این صورت، مذاکرات تنها به عامل نوسان کوتاهمدت در انتظارات اقتصادی تبدیل میشود و تاثیر عمیق و ماندگاری بر ساختار اقتصاد نخواهد داشت.
دیدگاه تان را بنویسید