ارزیابی «اعتمادآنلاین» از سیاستهای رفتاری دولت روحانی و احمدی نژاد
پوپولیسم احمدی نژادی، اقتصاد ایران را نابود کرد/ بروکراسی ایرانی مقصر اصلی مشکلات اقتصادی
12 فروردینماه سال 1358، جمهوری اسلامی ایران شروع به فعالیت کرد و تا به امروز که حدود 37سال از عمرش میگذرد در راس امور خود روسای جمهور مختلفی را به خود دیده است. با بررسی رفتار هر یک از آنها متوجه یک شباهت اصلی و خطرناک میشویم که اخیرا نامش را در رسانهها زیاد شنیده ایم؛ «پوپولیسم».
اعتمادآنلاین- المیرا بابایی- دولت محمود احمدی نژاد با اینکه پوپولیسم را به حد اعلای خود رساند، اما گه گاه برخی از روسای جمهور دیگر نیز این روش را در پیش گرفته بودند؛ اما به راستی منشا پوپولیسم در ایران چیست؟ فرشاد مومنی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی یکی از افرادی است که در این خصوص مطالعات و نوشتارهای زیادی دارد. با وی به گفتوگو نشستیم تا علل و ریشههای پوپولیسم در ایران را بررسی کنیم.
در دولت نهم و دهم شاهد برخی رفتارهای پوپولیستی بودیم، البته با بررسی برخی سیاستهای دولتهای قلبتر و حتی دولت فعلی نیز به همین رفتارها میرسیم. نقاط ضعف دولتها در این خصوص چیست؟
امروزه جامعه شناسی مدرن خود را فرزند بی زمانی و بی مکانی ناشی از ادبیات جهانی شدن میداند. در حال حاضر سیاست با مفهوم سنتی آن دستخوش دگرگونیهای بنیادین شده و برای ورود به عرصههای سیاسی نیازی به احزاب، تربیت نخبگان و ... نیست و عملا از طریق رسانهها موجودیت خود را به رخ میکشند (دیدگاه کاستلز).
بنابراین ماهیت ضد سیاست جامعه شناسی مدرن، هامه پسندی، پوپولیسم، ساده شدن، دوری از ویژگیهای اخلاقی در سیاست، نگرش روزمره و مصرفی به اقدامات سیاسی جامعه و عملا کنترل دولت در فعالیتهای اصلی جریان زندگی انسان است. اغلب رفتار سیاسیون برای جلب رضایت روزمره مردم طراحی میشود و برنامه ریزی بلندمدت و راهبردی جای خود را به رفتارهای پوپولیستی با هدف اثناء افکار عمومی میدهد. این نگاه باعث به وجود آمدن نوعی انقلاب خاموش (اینگلهارت)، عقلانیت ابزاری (هابرماس) و انسان تک ساختی (مارکوزه) شده و عملا همه زندگی انسان امروزی را تحت تاثیر خود قرار داده است.
بسیاری از دولتمردان جهان و از جمله ایران به واسطه همین تغییرات، سطحینگر شده اند. رفتارهای پوپولیستی ممکن است در کوتاه مدت مرهمی برای دردهای جامعه باشد اما در بلندمدت میتواند منجر به بروز بحرانهای عظیم سیاسی، اجتماعی، فشارها و نگرانیهای مکرر در زندگی اجتماعی و ... شود.
فراگیر شدن پوپولیسم در کدام دوره بیشتر مشهود بود؟
در سال ۸۴ احمدی نژاد ریاست دولت نهم را در دست گرفت و عده ای با استفاده از واژه پوپولیست سعی در تبیین رفتار دولت برآمدند و عده ای دیگر از به کاربردن این واژه امتناع کردند.
در همین راستا پوپولیسم تحت شرایط تاریخی مشخص و بنا به ضرورت شکل میگیرد و از قواعد معینی نیز پیروی میکند. در رفتارهای دولت نهم و دهم رگههایی از پوپولیسم کاملا مشهود بود؛ به طوریکه یک منطق علمی توسعهگرایانه در آن وجود نداشت و بیشتر شاهد نوعی هرج و مرج و بی ضابطگی غیرقابل تصور روبهرو بودیم.
چرا دولتها بعد از گذشت حدود دو یا سه سال دوباره روند دولت قبلتر را پیش میگیرند همانطور که برخی رفتارهای دولت یازدهم نیز در واقع ادامه راه رفتارهای احمدی نژاد است؟
از آنجا که دولت تدبیر و امید علی رغم میل خود در محاصره رفتارهای دولت قبلی مانده و این مسئله عملکرد دولت فعلی را با مشکلات و چالشهای زیادی مواجه کرده است، به همین دلیل استاندارد متعارفی برای اداره کارآمد دولت یازدهم وجود ندارد و دولت یازدهم را نیز با نارساییهای جدی مواجه کرده که همگی نشات گرفته از دولت قبلی است.
آیا ایرادات و کاستیهای دولت یازدهم به رفتارهای دولت قبلتر برمیگردد؟
دولت روحانی زمانی فعالیت خود را آغاز کرد که انتقادات اصولی به رفتارهای نامناسب دولتهای قبلی وجود داشت، بنابراین روحانی با وعدههای معقول در برنامه کاری، فعالیت خود را آغاز کرد. اما مهم ترین ایراد دولت وی از منظر اقتصاددانان این است که خواستههای مطلوب را به شکل هیجانی و بدون داشتن برنامهریزی مناسب انجام میدهد و همین مسئله باعث شد دولت یازدهم در مسیر مشکلات دولت قبلی گرفتار شود البته با شیب ملایمتر.
به طور مثال در دولت نهم و دهم نفت ۱۴۰ دلاری مبنای اقتصادی دولت بود، درحالی که در دولت فعلی نفت به کمتر از ۴۰ دلار سقوط کزد که این ارقام حاکی از آن است که حتی اگر دولت فعلی هم بخواهد، بستر و شرایط گذشته فراهم نیست. چرا که در دولت قبلی، بخش بزرگی از ارکان ساختار قدرت با رییس دولت همکاری میکردند و حتی رفتارهای نابههنجار و ضد توسعه ای وی را تشویق میکردند که امروزه امکان این نوع پشتیبانی بی ضابطه گذشته در دولت فعلی یه هیچ وجه وجود ندارد.
ایرادی که به دولت یازدهم وارد است، اینکه از دولتی که رییس یک موسسه پژوهشی است انتظار نمیرود برای عملی کردن برنامههای خود از کارشناسان آگاه به مسائل استفاده نکند و بدون برنامهریزی جامع ادامه راه دهد. دولت یازدهم به جای تدوین برنامه در قالب بستههای سیاسی تمایل به استفاده از بستههای شتابزده و سطحی نگارانه از خود نشان داده است که شاهد آن بودیم هر دو بسته ارائه شده از ایشان ناکافی بود و در نهایت نیز با شکست مواجه شد.
یکی از مشکلات اصلی در ایران، نقدینگی است. با وجود درآمدهای نفتی، مالیات و تولید و صادرات، آیا مشکلات واقعا به همین موضوع مقید میشود و یا بروکراسیهای موجود در کشور چنین مشکلاتی را به وجود آورده اند؟
در حال حاضر نقدینگی یکی از مشکلات مهم اقتصادی کشور به شمار میآید و از طرفی دیگر به دلیل فراز و فرودهای قیمت نفت نمیتوان اتکای زیادی به درآمدهای نفتی داشت و مشکلات ناشی از مالیات، تولیدات و صادرات به قوت خود باقی است. در چنین شرایطی فرض بر این است که عامل مهم دیگری نقش علت مهمتر مشکلات اقتصادی ایران را بازی میکند و آن نظام بوروکراسی است. اینکه نظام اقتصادی خوب کار نمیکند یک دلیل واحد ندارد بلکه معلول عوامل متعددی است.
توافق جمعی بر سر این موضوع است که مسائل کشور ما به شدت میل به سمت ساختاری بودن کرده اند؛ به این صورت که ریشههای مسائل بی شمار و راه حلهای آن نیز تک عاملی نیست. به عبارت بهتر برخورد با مشکلات ساختاری باید به صورت ساختاری باشد.
در بوروکراسی ما اشکالات بسیار جدی وجود دارد و دلیل ناکارآمدی آن تابع یک یا چند متغیر نیست و به عوامل گوناگونی چون مسائل آموزشی، مهارتی، انگیزشی، نوع پاداشدهی و شیوههای مدیریتی برمیگردد. بدین ترتیب اگر گفته میشود دیوان سالاری ایرانی دچار نواقص جدی است ادعای درستی است و شواهد متعددی برای تایید این ادعا وجود دارد که برای برونرفت از این وضعیت راه حل تک ساختی چاره ساز نیست.
در نهایت راهکار اساسی برای دولت یازدهم در سال پایانی خود چیست؟
امید میرود با اطلاع از تجربیات دولتهای گذشته و آگاهی روش شناختی و همچنین با تمهید یک برنامه کارشناسانه و برنامهریزی شده، بتواند از مشکلات فعلی عبور کرده و راه را برای دوره بعدی خود هموار کند.
دیدگاه تان را بنویسید