کد خبر: 767186
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۵ ۱۰:۱۵:۰۰
| |

گلایه از تصمیم شورای شهر تهران برای تغییر نام خیابان علی دایی / صبوری باید کرد

روزنامه اعتماد نوشت: در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به همدلی و همگرایی نیاز دارد، نباید با رفتارهای عجولانه و قضاوت‌های زودهنگام، میدان را به گونه‌ای سامان دهیم که گویی خود در حال بازی کردن در زمین نقشه‌های دشمنان این سرزمین هستیم. تندروی و تنگ‌نظری نه تنها گرهی از کار نمی‌گشاید، بلکه ناخواسته همان هدفی را محقق می‌کند که بدخواهان به دنبال آن هستند.

گلایه از تصمیم شورای شهر تهران برای تغییر نام خیابان علی دایی / صبوری باید کرد
کد خبر: 767186
|
۱۴۰۵/۰۱/۱۵ ۱۰:۱۵:۰۰

«صبوری باید کرد»‌عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم علی میرزامحمدی است که در آن آمده: در روزهایی که فضای جامعه درگیر بازتاب‌های جنگ رمضان و پسارمضان است، شورای شهر تهران در واکنش به انتظارات شکل گرفته از برخی چهره‌های شناخته ‌شده تصمیم گرفته است نام خیابان علی دایی را تغییر دهد؛ اقدامی که می‌توان از آن به عنوان «واکنشی شبه‌تنبیهی» یاد کرد. سخنگوی شورا اعلام کرده است: «تماس‌های متعددی با بنده و سایر اعضای کمیسیون نامگذاری معابر گرفته شده و پیشنهاد‌دهندگان خواهان تغییر نام بلوار علی دایی به دانش‌آموزان شهید میناب هستند.» اما پرسش اساسی این است: آیا چنین تصمیم‌ها در مسیر تقویت وحدت ملی و جنگ رسانه‌ای کشور اتخاذ می‌شود یا نتیجه نوعی تعجیل و دوری از مصلحت‌سنجی است؟ در روزهای اخیر نیز شاهد انتقادهایی از سوی رسانه ملی علیه علی دایی بوده‌ایم و پیش‌تر نیز برخی دیگر از چهره‌های فرهنگی و هنری در معرض موجی از هجمه قرار داشتند. نمی‌دانم این حمله‌ها در این شرایط حساس چه معنا و چه ثمره‌ای دارد؟ چرا برخی از ما صبوری نمی‌کنیم و درک عمیق‌تری از موقعیت نمی‌ورزیم؟ آیا این تعجیل در طرد افراد و فقدان صبر، نشانه‌ بی‌بصیرتی نیست؟ و چرا رسانه ملی گاه فرصت‌هایی در اختیار افراد هیجانی و کم‌تجربه می‌گذارد که سخنانشان ناخواسته بر شکاف‌های اجتماعی می‌افزاید؟ برخی افراد گلایه دارند؛ اما شاید این گلایه‌ها نیازمند زمان باشند تا به همراهی بدل شوند. با برچسب‌زنی و تنبیه رسانه‌ای این فرصت را از آنان نگیریم. نکته قابل تامل دیگر آنکه پس از موضع‌گیری شخصیت‌های هنری، ورزشی و سیاسی معروف در حمایت از مقاومت مردم ایران، باید آنها را تشویق و استقبال کرد؛ نه اینکه از آن به عنوان فرصتی برای عقده‌گشایی و حق‌پنداری خود بهره گرفت و طعنه زد که دیر موضع گرفتی و دیدی حق با ما بود؟! ادامه دادن این رویه، در عمل چیزی جز فراهم کردن زمینه‌ای برای نوعی جنگ روانی علیه خودمان نیست؛ نوعی خودزنی که حاصل آن نه تقویت همبستگی ملی، بلکه افزایش کدورت‌ها و بستن راه بازگشت بسیاری از افرادی است که هنوز می‌توانند در کنار مردم قرار گیرند. چنین برخوردهای شتاب‌زده و تند، بیش از آنکه مساله‌ای را حل کند، به تعمیق شکاف‌های اجتماعی دامن می‌زند و فضای عناد و سوءتفاهم را گسترده‌تر می‌کند. 

در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به همدلی و همگرایی نیاز دارد، نباید با رفتارهای عجولانه و قضاوت‌های زودهنگام، میدان را به گونه‌ای سامان دهیم که گویی خود در حال بازی کردن در زمین نقشه‌های دشمنان این سرزمین هستیم. تندروی و تنگ‌نظری نه تنها گرهی از کار نمی‌گشاید، بلکه ناخواسته همان هدفی را محقق می‌کند که بدخواهان به دنبال آن هستند: تشدید فاصله‌ها و شکستن سرمایه اجتماعی. بسیاری از منتقدان و گلایه‌مندان، با همه دلخوری‌ها، همچنان دل در گرو این سرزمین دارند. هنر تدبیر آن است که راه بازگشت و همراهی برای آنان باز بماند، نه آنکه با برچسب‌زنی و فشار، آنان را ناخواسته در صفی قرار دهیم که خود هرگز قصد ایستادن در آن را نداشته‌اند.

آگاهی از «روانشناسی جذب و طرد»، لازمه هر نوع اظهارنظر در شرایط بحرانی همانند جنگ است. اگر به این مهم آگاهی نداشته باشیم، خرمن سرمایه اجتماعی که به واسطه شرایط خاص با کاهش اختلاف‌ها و نزدیک شدن دیدگاه‌ها و وحدت در برابر دشمنی واحد گرد آمده است به واسطه آتش تنگ‌نظری‌ها و «توهم غربالگری و خالص‌سازی اجتماعی» خاکستر خواهد شد.

دل‌نوشته‌ احساسی من با عنوان «به حرمت وطن، لب به سکوت مبند» تلاشی است برای بیدار کردن حس وطن‌دوستی در دل همان کسانی که دلگیر، اما هنوز عاشق این سرزمینند؛ آنان که تنها به تلنگری نیاز دارند تا دوباره به میان مردم بازگردند.

در بخشی از این دل‌نوشته آمده است: 

به حرمت وطن، لب به سکوت مبند؛ چه شد که این‌گونه خاموش و خسته در گوشه‌ای نشسته‌ای، در حالی که مادر وطن تو را صدا می‌زند و بدخواهان، سکوتت را به سود خویش تعبیر می‌کنند؟

به حرمت وطن، لب به سکوت مبند؛ مگذار خاموشی‌ات ابزاری شود برای شکستن ما. شهرت خویش را خرج شهرهای سوخته کن، صدایت را وقف التیام زخم‌های این خاک نما.

به حرمت وطن، لب به سکوت مبند؛ کینه‌ها را در گیومه بگذار و دشمنی‌ها را به باد بسپار تا جان این خاک از زهر تفرقه در امان بماند. اکنون زمان ایستادن است؛ روشن، آرام، اما استوار.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها