خانه سینما از پای‌بست ویران نبود
کد خبر: 573296
۱۴۰۱/۰۶/۱۹ ۰۵:۴۰:۰۰

ضیا هاشمی، تهیه‌کننده سینما:

خانه سینما از پای‌بست ویران نبود

ضیا هاشمی نوشت: بزرگ‌ترین خطای نابخشودنی مدیران و راهبران فکری و عملی این دهه‌ها در خانه سینما تبدیل این نهاد صنفی به یک محفل و پایگاه سیاسی بود و تا زمانی که اصلاح ساختاری، خانه سینما را از این انحراف بزرگ به اهداف اولیه خود برنگرداند، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

ضیا هاشمی، تهیه‌کننده سینما، طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: حدود چهار دهه از تاسیس خانه سینما می‌گذرد. بنیانگذاران دولتی این مجموعه در سال ۱۳۶۹ و بعدها اولین هیات مدیره انتصابی از جمع سینماگرانی بودند که سینمای دهه ۶۰ و جریانات پیرامونی آن در کنترل و تحت تاثیر آنها بود.

بنا به آنچه در اولین اساسنامه خانه سینما آمده این موسسه به منظور پوشش دست‌اندرکاران سینما، صیانت از حقوق آنها و پیگیری امور رفاهی سینماگران در تعامل با دولت تاسیس شده است. موضوعی که متاسفانه طی سال‌های بعد و متاثر از فضای سیاست‌زده جامعه آرام آرام از الویت‌های مدیران خانه سینما خارج شد تا جایی که در مقاطعی تصویری که از خانه سینما و اعضا اثرگذار آن به جامعه منتقل می‌شد در حکم یک حزب سیاسی بود تا یک نهاد مدنی صنفی با رویکرد غیرسیاسی.

بارها شاهد بودیم که نامزدهای انتخاباتی از ریاست‌جمهوری تا مجلس و این اواخر شورای شهر همواره در تلاش بودند تا جریان حاکم در خانه سینما را با خود همراه کنند. حضور بازیگران و چهره‌های سینمایی در میتینگ‌های سیاسی و هواداری، امضای بیانیه‌ها، ایراد سخنرانی‌ها و اعلام مواضع احساسی و شورانگیز، حکایت از عینیت جبهه سیاسی هنرمندانی داشت که اولا به عنوان مراجع اجتماعی از تمام ظرفیت خود به نفع گروه یا نامزد خاص در حال بهره‌برداری بودند و ثانیا با شکل‌گیری غیرمحسوس برخی محافل در خانه سینما به عنوان کانون همگرایی فکری و عملی سینماگران، جریان مذکور هدایت و راهبری می‌شد.

این فرایند تاجایی پیش رفت که ستاد هنرمندان برای نامزدهای خاص، مملو بود از سینماگرانی که در حلقه‌های جریان‌ساز صنوف خانه سینما و بعضا بدنه مدیرتی آن نقش بسزایی ایفا می‌کردند. این تغییرات رویکردی به نفع جریان سیاسی خاص پیامی را به دولتمردان منتقل می‌کرد که خانه سینما به عنوان یک نهاد اثر گذار اجتماعی می‌تواند به نوعی سرنوشت سیاسی متفاوتی را برای آنها رقم زند. برای دولت‌هایی که با این حمایت‌ها بر سر کار آمده بودند، خانه سینما به عنوان فرصت قلمداد می‌شد و حمایت تمام‌قد آنها از خانه سینما به نوعی قدردانی از اقدامات برای جلب آرا مردمی بود. اما این همه ماجرا نبود، چرا که دولت‌هایی که مواضع سیاسی خانه سینما در پی حمایت از نامزد رقیبشان بود، پس از پیروزی و استقرار در دولت، خانه سینما را در حکم تهدید بالقوه‌ای می‌دیدند که اولا به طور آشکارا مخالف دولت مستقر و سیاست‌های آن است و ثانیا در صورت تقابل وزارت ارشاد چه از حیث حمایت و چه ایجاد محدودیت این نهاد به عنوان یک مرکز تجمعی مشروع و محبوب جامعه، در نقطه مقابل دولت خواهد ایستاد و با هم‌افزایی سایر قوای سیاسی رقیب، علم ضدیت را برخواهند داشت. این یعنی تبدیل یک نهاد صنفی رفاهی به یک پایگاه سهم‌خواهی در رویارویی با دولت‌ها.

این روند تا جایی پیش می‌رود که حتی کار به تعطیلی موقت خانه سینما توسط دولت غیرهمسو، شما بخوانید «رقیب سیاسی»، می‌کشد. اقدامی که طبیعتا با واکنش‌های تند سینماگران روبه‌رو شد ولی دولت با پافشاری بر تصمیم خود تا آخرین روز عقب‌نشینی نکرد. به تبع دولت بعدی که برخوردار از حمایت سینماگران بود حتی در شعارهای تبلیغاتی نامزد مورد حمایت، مساله تعطیلی خانه سینما و وعده دولت مبنی بر بازگشایی آن را در لیست شعارها و برنامه‌های اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی خود قرار داد، این حرکت خود گواه متقنی است در کنار ده‌ها دلیل دیگر مبنی بر تاثیرگذاری و تاثیرپذیری این نهاد در هماورد سیاسی حاکم بر جامعه.

خلاصه کلام اینکه خانه سینمای آرمانی همه ما سینماگران، نهادی بود که بتواند به دور از التهابات سیاسی به عنوان یک مامن، حامی تک‌تک سینماگران باشد. نهادی جمعی که برقراری عدالت صنفی، امنیت شغلی، پوشش‌های خدمات بیمه‌ای و رفاهی، رفع مساله بیکاری و آینده‌نگری مبتنی بر عقلانیت مبنا و مدار تصمیم‌گیری در آن باشد، نه رقیب‌انگاری برخی دولت‌ها، گروکشی و سهم‌خواهی‌های حزبی و گروهی.

امروز خانه سینما بیش از هر زمانی نیاز به آرامش و امنیت دارد. امروز مشارکت کمتر از ۲۰ درصد اعضا در انتخابات مجامع صنفی حکایت از ناامیدی و انفعال سینماگرانی دارد که روزی با هزار دلبستگی و شوق و شعور پای خانه سینما ایستادند.

تا زمانی که تفکر دوقطبی کردن خانه سینما در رویارویی با دولت‌ها، راهبرد این خانه را رقم بزند، تا زمانی که تقابل و زورآزمایی با دولت‌ها مبنای نسخه‌های عملیاتی و تعاملی خانه سینما باشد و تا زمانی که حلقه انحصار در خانه شکسته نشود همچون ۲۰ سال گذشته که مدیریت خانه در اختیار پنج نفر و ۱۳ سال آن که در ید تنها ۲ نفر بوده است، قصه همین قصه است و غصه همین غصه!

بزرگ‌ترین خطای نابخشودنی مدیران و راهبران فکری و عملی این دهه‌ها در خانه سینما تبدیل این نهاد صنفی به یک محفل و پایگاه سیاسی بود و تا زمانی که اصلاح ساختاری، خانه سینما را از این انحراف بزرگ به اهداف اولیه خود برنگرداند، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

یادمان نمی‌رود خانه ما از پای‌بست ویران نبود!

 

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس 0 رای موافق و 0 رای مخالف

دیدگاه تان را بنویسید

 

ویدیو پیشنهادی